۱۶ باور اشتباه در مورد زبان انگلیسی

۱۶ باور اشتباه در مورد زبان انگلیسی

۱۶ باور اشتباه در زبان انگلیسی

 

باور اشتباه اول: من با زبان انگلیسی نمی توانم ارتباط بگیرم.

این یکی از بهانه های افرادی است که یا اهمال کاری می کنند

و یا به مغز کمک می کنند وظیفه ی همیشگی اش را انجام دهد.

کار مغز حفظ حالت موجود است و انواع اقسام بهانه های ما

برای انجام ندادن کارها به دلیل انجام وظیفه مغز می باشد

یعنی تلاش مغز برای حفظ حالت موجود. یک بار هم که شده به مغز کمک نکنیم

و دست از بهانه تراشی برای انجام ندادن کار ها و مقاومت در برابر تغییر برداریم.

باور اشتباه دوم: از این که اشتباه چیزی را تلفظ کنم خجالت می کشم.

این باور کاملا اشتباه است چرا که وقتی ما چیزی را یاد می گیریم

در ابتدا معمولا آن را اشتباه انجام می دهیم یا اولین بار ها با شکست مواجه می شویم.

برای اثبات این قضیه به کودکان نوپا نگاهی بیندازید. آن ها بسیار پر تلاش هستند

و بارها بر زمین می افتند اما دست از تلاش بر نمی دارند.

خوب است بدانیم که ما از اشتباهات مان درس یاد می گیریم

و اگر اشتباه نکنیم یعنی اصلا تلاشی هم نمی کنیم.

باور اشتباه سوم : برای یادگیری زبان الان دیگه دیر شده باید زودتر شروع می کردم.

یادگیری زبان دیر و زود ندارد. همه چیز به این بستگی دارد

که شما تا چه حد با شیوه ی یادگیری خود آشنایی دارید برای این که بتوانیم زبان را خوب یاد بگیریم

باید ابتدا بدانیم روش یادگیری ما چیست. با تکرار و تمرین بیشتر یاد می گیریم

یا با استاد خصوصی. در کلاس هتای جمعی بهتر زبان را یاد می گیریم

یا به صورت خود خوان و با خواندن کتاب یا به کمک دوستان خود که هدف مشترکی دارند

و این نکته هم مهم است که بدانیم

شاید یادگیری زبان در ابتدا کمی در سنین بالاتر فقط در مقایسه با افراد خیلی جوان کمی سخت تر باشد

ولی غیر ممکن نیست. فقط به تلاش بیشتری نیاز دارد چون مغز مدت ها از یادگیری به دور بوده است

و مدتی طول می کشد تا کمی به دوران اوج خود برگردد و مسیر یادگیری اش را پیدا کند.

 

باور اشتباه چهارم: خیلی دوست دارم یاد بگیرم ولی وقت ندارم.

همه ما می دانیم که این یک بهانه بسیار رایج در میان ماست که وقتی می خواهیم

کاری را انجام ندهیم می گوییم که وقتش را نداریم

اما حقیقت این است که اگر واقعا قصد داریم زبان انگلیسی را یاد بگیریم.

می توانیم با صرف روزانه فقط یک ربع ساعت هم به میزان قابل توجهی پیشرفت کنیم.

کافی است بهانه ها را از خود بگیریم و شروع کنیم. این یک ربع می تواند استفاده از

زمان های مرده شما در ترافیک، صف انتظار تاکسی یا اتوبوس و یا حتی یک ربع قبل از خواب باشد.

 

باور اشتباه پنجم: بهترین روش یادگیری زبان انگلیسی این است

که در یک کشور انگلیسی زبان زندگی کنیم و در محیط باشیم.

خیلی ها این باور را دارند و بسیار هم به آن پایبند هستند

اما مسئله این است که این راه شاید راه خوبی باشد

اما قطعا تنها راه و البته بهترین راه ممکن نیست.

ما باید کمی در مورد زبان انگلیسی بدانیم و بعد که د رحد متوسط آن را یاد گرفتیم

محیط می تواند در پیشرفت سریع تر آن موثر باشد. بنابراین آن زمان می توانیم

با اطمینان بگوییم مسافرت های خارجی

و صحبت با افراد انگلیسی زبان یا حتی توریست ها می تواند ایده ی نسبتا خوبی باشد.

باور اشتباه ششم: فعلا از نظر مالی شرایطش رو ندارم.

این هم یکی از بهانه هایی است که می توانیم بگوییم

مغز ما برای حفظ شرایط موجود انجام می دهد.

خوب است بدانید که یکی از اصلی ترین وظایف مغز این است

که نگذارد شرایط تغییر کند و همه چیز همان طور که هست

باقی بماند اما مساله اینجاست که گرچه این کار برای

حفظ جان ما و رهایی از خطر صورت می گیرد اما گاهی می تواند

ما را با مشکلاتی مواجه کند. مثلا وقتی ما تصمیم به انجام کار کوچکی می گیریم

مغز تمام تلاش خود را می کند تا آن کار را انجام ندهیم.

ما گاهی این حالت را بصورت اهمال کاری و تنبلی نشان می دهیم.

باور اشتباه هفتم: به زبان انگلیسی هیچ علاقه ای ندارم.

چیزی که باعث ایجاد علاقه در افراد می شود معمولا انگیزه است

و انگیزه هم با هدف رابطه ی مستقیمی دارد

یعنی هرچه انگیزه ی بیشتری داس=شته باشیم هدف جدی تری داریم و برعکس.

در مورد زبان انگلیسی هم اول باید هدف گذاری کنیم

و یک هدف برای یادگیری زبان انگلیسی انتخاب کنیم.

انگیزه می گیریم و در نتیجه علاقه هم کم کم بوجود می اید.

مراقب باشیم که کمال گرایی و اهمال کاری مانع رسیدن مابه علایق و اهداف مان نشود.

راستی ایا تا به حال به این فکر کرده اید که واقعا اگر زبان انگلیسی را یاد میگرفتید،

چه تغییرات مثبتی میتوانست در زندگیتان ایجاد شود و از شر کدام مخارج اضافی راحت می شدید؟

باور اشتباه هشتم : دستور زبان انگلیسی خیلی مهم است.

حقیقت این است که یادگیری گرامر آنگونه که به آن پرداخته می شود مهم نیست.

اگر تجربه حضور در کلاس های بنده را داشته باشید حتما می دانید

که من اصلا در کلاس هایم به طور اختصاصی گرامر درس نمی دهم

و شما گرامر را در حین آموزش زبان طوری یاد می گیرید

که ابتدا خودتان از آن چندین مثال می زنید و بعد برای شما توضیح می دهم

و شما تازه آن زان متوجه می شوید که گرامر جدیدی را یاد گرفته اید

و از آن حتی استفاده کردید بدون آنکه آن را از قبل فرا گرفته باشید.

اینقدر از گرامر برای خود غول نسازید. این غول بی آزار تر از آن اس  که فکرش را بکنید.

باور اشتباه نهم: معلم هایی که زبان مادری شان زبان انگلیسی است مدرس بهتری هستند.

این باور ریشه در همان ظاهر بینی پیشرفته ما ایرانی ها دارد

و البته کمی هم ریشه در کمال گرایی ما!

آیا شما که زبان مادری تان فارسی هست می توانید الان دستور زبان فارسی را به صورت پیشرفته درس بدهید

و یا ویراستار ادبی مقالات شوید و به درستی آن ها را ویرایش کنید

و اینکه آیا مطمئن هستید که خودتان به عنوان یک فارسی زبان از لهجه، گرامر و دایره لغات خوبی در فارسی برخوردارید

یا هنوز در نوشتن نامه های رسمی به فارسی یا حتی نوشتن انشاهای فارسی مشکل دارید؟

بنابراین نمی توانیم مطمئن باشیم که فردی که زبان مادری اش زبان انگلیسی است حتما مدرس خوبی هم هست.

باور اشتباه دهم: در یادگیری زبان انگلیسی لهجه انگلیسی داشتن خیلی مهم است.

این مورد شاید تقریبا آخرین چیزی است که در زبان انگلیسی به شما آموزش داده می شود.

خبر خوبی برایتان دارم و آن هم این است که شما در هر سطحی از زبان که باشید

لهجه تان بد یا اشتباه نیست فقط ممکن است استاندارد نباشد

ولی این بدان معنی نیست که کسی متوجه مفهوم صحبت های شما در زبان انگلیسی نمی شود.

باور اشتباه یازدهم: برای یادگیری زبان انگلیسی باید فقط فیلم ببینی.

شاید فیلم دیدن در یادگیری زبان انگلیسی کمک کند

اما به عنوان تنها راه یا تنها انتخاب برای یادگیری زبان انگلیسی اصلا روش مناسبی نیست.

اگر قرار باشد تنها زبان را از طریق فیلم یاد بگیریم سوالی که بوجو می آید

این است که رایتینگ زبان را هم آیا می توانید از طریق فیلم یاد بگیرید

و این که آیا با دیدن فیلم مشک درک مطلب ها و ریدینگ های پیچیده هم حل می شود؟

مراقب باشید در دام این تفکرهای سطحی نیفتید.

باور اشتباه دوازدهم: استعداد من در یادگیری زبان خوب نیست.

چیزی به نام استعداد وجود ندارد تنها چیزی که معنی دارد علاقه شماست.

اگر علاقه دارید استعداد هم دارید و اگر علاقه ندارید آن را در خود بوجود آورید

و از چیز های کوچک شروع کنید وقتی فقط چند قدم کوچک برای یادگیری زبان برمی دارید

و در آن موفق می شوید، علاقه هم در شما کم کم ایجاد می شود و اعتماد به نفس می گیرید

بنابراین استعداد یادگیری آن هم با تلاش ای شما برایتان بوجود می آید. فقط یادتان باشد

که این هم یکی دیگر از بهانه های مغز برای حفظ شرایط موجود که در برابر تغییر مقاومت می کند نباشد.

باور اشتباه سیزدهم: یادگیری گرامر، لغت، حرف زدن یا نوشتن و … در انگلیسی سخته.

یک مثل معروف هست که می گوید غیر ممکن از طرز فکر ما بوجود می آید.

بنابراین اگر فکر می کنیم هرچیزی در زبان انگلیسی یادگیری اش سخت هست

به این معنی است که فقط باید طرز فکر خود را تغییر دهید هیچ چیز سخت نیست مگر اینکه عکس آن ثابت شود.

بنابراین تا می توانید تلاش کنید وتمرین کنید. وقتی نمی انید مهارتی را چگونه یاد بگیرید

لازم است که ابتدا به روش های یادگیری آن مبحث تسلط پیدا کنید.

مثلا اگر نمی دانید چگونه باید لغات را یاد بگیرید به روش های یادگیری آن توجه کنید.

برای یادگیری لغت بیش از ده راه حل وجود دارد ببینید

با کدام روش ها شما سازگاری بیشتری دارید آن را انتخاب کنید

و همان روش را ادامه دهید تا سختی ها برای شما اسان شود.

باور اشتباه چهاردهم: دیگران خیلی سریع تر و راحت تر از من زبان انگلیسی را یاد می گیرند.

مقایسه خودتان با دیگران کار بسیار غیر منصفانه ایست

چرا که در یادگیری زبان افراد اصلا در شرایط برابر نیستند و همه هدف های یکسان ندارند.

اگر فردی زبان را زودتر از شما یاد می گیرد ممکن است جز خانواده های چند زبانه باشد

که مثلا هم زبان عربی را می داند و هم فارسی و این مساله به فرد بسیار کمک می کند

تا زبان انگلیسی را ساده تر یاد بگیرد.

ممکن است فردی از کودکی مدت ها زبان را یاد می گرفته و سپس آن را رها کرده

مطمئنا چنین فردی نیز زبان را بهتر و راحت تر از دیگران یاد می گیرد.

به ویژگی های مثبت خود فکر کنید و خودتان را فقط با خودتان مقایسه کنید نه با دیگران.

باور اشتباه پانزدهم: اگر کودکم زبان انگلیسی را یاد بگیرد مانع یادگیری زبان مادری او می شود.

چنین چیزی بستگی به سن کودک و نوع یادگیری او دارد.

به عنوان یک مدرس موفق که در همین زمینه حدود ۷ سال پیش موفق یه دریافت تقدیر نامه شدم

باید بگویم که اگر کودکان در سنین زیر ۷ سال و قبل از یادگیری خواندن

و نوشتن فارسی یادگیری زبان را شروع می کنند باید تلاش کرد

تا آن هارا فقط ببا شعر های انگلیسی و بازی به زبان انگلیسی علاقه مند کرد

و از آموزش نوشتار انگلیسی به شدت خود داری شود

چرا که اگر کودک در سنین قبل از رفتن به مدرسه نوشتن زبان انگلیسی را بیاموزد

ممکن است بعد ها در هنگام یادگیری حروف الفبای فارسی دچار اختلال در یادگیری شود .

بنده به شخصه شاگردی داشتم که در سن هفت سالگی زمانی که همزمان

حروف الفبای فارسی را می آموخت در کلاس بنده نوشتن حروف انگلیسی را هم یاد می گرفت

ولی حروف فارسی و انگلیسی را در هم آمیخته بود و اسم خود را ترکیبی از هر دو می نوشت

و هرچه تلاش می شد نمی توانست فرق بین این دو حروف الفبا را از هم تشخیص دهد.

البته اگر خیلی مایل هستید کودکتان از سنین قبل دبستان کودکتان زبان انگلیسی را بیاموزد،

آموزش به شیوه ی کتاب های tiny talk فوق العاده هستند.

این کتاب ها علاوه بر شعر عای بسیار جذاب و آموزشی زبان انگلیسی به کودکان آموزش می دهند

که جملات انگلیسی داخل کتاب را بدون دانستن حروف الفبا بتوانند بخوانند

و حتی کلی لغات و جملات جدید انگلیسی را با معنی فارسی شان یاد بگیررند.

آموزشگاه های زیادی هستند که از این روش برای یادگیری زبان انگلیسی استفاده می کنند.

باور اشتباه شانزدهم: باید دیکشنری را حفظ کنم.

این کار واقعا به چه دردی می خورد؟ حتی خود انگلیسی زبانان نیز کل دیکشنری را بلد نیستند.

اصلا مگر ما فرهنگ لغات فارسی را حفظ هستیم؟

واقعا برای یادگیری یک زبان جدید به این همه واژه ی تخصصی و غیر تخصصی دموجود در دیکشنری نیازی ندارید.

در ضمن آیا تضمینی وجود دارد که در هنگام یادگیری آخرین لغت دیکشنری بتوانید معنی اولین لغت ها را به یاد بیاورید؟

کمی با خودتان مهربان باشید. این کار فقط به ذهن یک کمال گرای به تمام معنا می رسد.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۹۶

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :