سخنرانی

فن بیان

طراحی آموزشی

صدا سازی

تنفس

 

آمادگی برای ایراد سخن

۵ راهکار آمادگی  برای سخنرانی

باز هم حرف گذشته خود را تکرار می کنم:

توانا بود هرکه تمرین کند!

به راستی که هیچ چیز نمی تواند جای تمرین را برای آماده سخنرانی شدن بگیرد.

همه چیز آمادگی می خواهد :

ما حتی برای صرف غذا هم چیز هایی را از پیش آماده می کنیم؛

مثلا دست هایمان را می شوییم، سبزی خوردن پاک می کنیم،

ماست می خریم، ظرف ها را می شوییم و سر سفره می چینیم،‌

سفره را پهن می کنیم، اصلا خود غذا را آماده می کنیم و….

تا برسیم سر بحث اصلی یعنی خوردن غذا!!!!

پس چه چیزی باعث شده فکر کنیم بدون آمادگی قبلی

می تونیم شروع به صحبت و سخنرانی کنیم؟

خواندن و مطالعه کتاب

حداقل کاری که می توانیم به جهت آماده شدن برای سخنرانی بکنیم

خواندن و مطالعه کتاب است. مطالعه کتاب و سپس تفکر درباره آن

باعث کسب اطلاعات لازم برای ایراد یک سخنرانی می شود.

توجه داشته باشید که خواندن مطالب در شبکه های اجتماعی

نه تنها مفید نبوده و جای کتاب را نمی گیرد

بلکه حتی با دادن اطلاعات غیر کامل و غیر صحیح باعث ایجاد توهم دانش شده

و به اندوخته علم و دانش شما آسیب وارد می کند.

علاوه بر آن نوشتن متن سخنرانی هم می تواند کمک شایانی به شما کند؛

چرا که این امکان را به شما می دهد تا قبل از آن که کلمه ای را به زبان آورید درباره آن به خوبی فکر کنید.

شناخت مخاطبان نیز بسیار مهم است. برای چه کسانی می خواهید سخن بگویید؟

  • زن، مرد یا هردو
  • کودک، نوجوان،‌ جوان، میانسال، پیر یا ترکیبی از آن ها
  • کم سواد، معلم، دکتر، مهندس یا ترکیبی از آن ها
  • در مدرسه، دانشگاه، اداره، سالن اجتماعات ویا …
  • کارگر، کارمند، مدیر ارشد، رئیس، مدیر عامل، وزیر، وکیل یا …
  • جمع های خانوادگی، دوستان، همکاران و ….
  • مذهبی، غیر مذهبی یا هردو
  • شیعه، سنی، مسیحی، یهودی، بودایی، بی دین و ….

 

سخنرانی خود را یک بار در ذهنتان مرور کنید؛

با تمام جزییات آن، حتی نحوه حضور یافتن تان در جمع یا بالارفتن تان از سن.

مرحله آخرقبل از ایراد سخنرانی، تمرین کردن است.

حداقل یک مرتبه صحبت های خود را برای خودتان ضبط کرده و گوش دهید

تا ایراد های احتمالی آن را مشاهده و تصحیح نمایید.

علت اصلی مسخره شدن در جلوی جمع

مسخره شدن در جمع

بچه که بودم علاقه بسیار زیادی به داستان گویی داشتم؛

طوری که من عملا در دنیای رویا های خودم زندگی می کردم.

در سن پنج سالگی فرمانده ارشد ارتش ایران در جنگ تحمیلی بودم

و هیچ وقت در مبارزات خود شکسته نخورده بودم

(این تفکر از اون جایی نشأت گرفته که در فرهنگ ما شکست خوردن بسیار مضموم هست؛

به حدی که نگاه و دیدمان به یک شخص ورشکسته چیزی کم از یک کلاهبردار نداره!

تازه شاید به اون کلاه بردار تو دلمون دست مریزاد هم بگیم ولی به این یکی بگیم بی عرضه!!).

یک پسر دایی هم داشتم که عاشق فیلم بازی کردن بود، اون هم از نوع اکشنش!

به همین دلیل جعبه ابزار پدربزرگم و تمام متعلقاتش از دست ایشون فراری بودن!!

یا اصلا چرا دور بریم، داداشم، با این که لکنت زبان ارثی داره، از صدای بسیار خوبی بهره برده

و استعداد موسیقیایی خوبی داره و علاقه زیادی به آواز خواندن، تقلید صدا و ادا درآوردن داشت

(یادم میاد که صدای شرشر آب قوری رو فوق العاده در میاورد!).

خب قبل از ادامه دادن یک تکه چوب پیدا کن، حالا با دست بزن بهش و بگو چشم نخورید

انشاالله، بلاخره الکی نیستش که ما یک خانواده همرمند هستیم؛ از هر انگشتمون هزار تا هنر می باره!!

اما الان، نه من یک فیلم نامه نویس یا داستان سرا هستم؛ نه محمود یک بازیگر و نه حسان یک خواننده.

میدونی چرا ؟

برای اینکه تا تو جمع شروع می کردیم داستان گفتن یا بازی کردن یا خوندن همیشه یک نفر بود که بگه:

  • مثل اینکه از صدات خوشت اومده ها؟!!!
  • ببین ما سرمون درد میکنه، ببند!
  • صدات رو بذا برا حموم!
  • باز شروع کرد بافتن!!
  • آره، اگه تو فرمانده جنگی منم امامم!
  • این ادا اصولا چیه در میاری؟
  • باز همه چیزو به هم ریختی؟
  • به جای این ادا ها بشین عین بچه آدم درست رو بخون، بدبخت!

یا در مراحل حادتر مشت، لگد، دم جارو، کمربند وانواع و اقسام تنبیهات جسمی و روحی بود که نثار ما می شد!

می گی خب که چی؟!

این مدل رفتار ها یا بهتر است بگوییم واکنش ها، در برابر اظهار فضل کردن

و جلب توجه یک کودک، نونهال،‌ نوجوان و حتی گاهی جوان

باعث ایجاد حس خوب نبودن، بد بودن، مشکل داشتن، بی ارزش بودن و …

در ذهن نیمه خودآگاه شخص می گردد و اگر این مسئله به دفعات زیاد تکرار شود

می تواند موجبات کاهش اعتماد به نفس و از آن مهمتر پایین آمدن سطح عزت نفس انسان بشود.

به عبارت دیگر مغز شما صحبت در جمع را مساوی با احساسات ناخوشایندی

همچون مسخره شدن، تنبیه،‌ توهین، سرکوب شدن، له شدن غرور و شخصیت

و هزاران احساس ناامید کننده دیگر درنظر می گیرد.

پس، زمانی که این اتفاق بیافتد شما دیگر اجازه اظهار نظر،

و در موارد حادتر حتی حضور، در جمع را هم به خود نمی دهید؛ چه برسد به سخنرانی!

متن سخنرانی

متن سخنرانی

پس از آن که با دقت فراوان نکات اصلی سخنرانی خود و چاشنی هایش را انتخاب نمودیم،

حال باید متن سخنرانی خود را آماده کنیم. به دین صورت که هر یک از سر فصل ها را بر روی کاغذی جداگانه می نویسیم

و سپس جملاتی را که در رابطه با آن عنوان می خواهیم بر زبان آوریم در زیر آن یادداشت می کنیم.

البته باید حواسمان باشد که در این قسمت چاشنی هایی که آماده کرده ایم را نیز در جای مناسب شان استفاده کنیم.

البته شناخت از مخاطبان در نوشتن متن سخنرانی و به طور کلی در طراحی سخنرانی اهمیت فراوانی دارد

که در فصل های آتی به طور کامل به آن خواهیم پرداخت.

مورد دیگری که باید مد نظر داشته باشیم این است

که در یک سخنرانی بسته به زمان آن شما مجاز به بیان ۳ تا ۷ نکته می باشید؛ یعنی …

  • هرچه زمان سخنرانی کوتاه تر باشد باید نکات کمتری را مطرح کنید.

مثلا برای یک سخنرانی ۳ دقیقه ای فقط ۱ نکته کافیست.

اما متاسفانه بسیاری از سخنرانان این اصل ساده را درک نمی کنند

و به جای آن سعی دارند با سریع تر صحبت کردن تمام نکات مدنظر خود را بیان نمایند.

غافل از اینکه با این کار عملا فقط سر فصل های خود را زخمی می کنند

و مخاطب نه تنها چیزی از صحبت های آنان نمی فهمد بلکه گیج تر نیز می گردد.

از آنجایی که هیچ کس ابهام و گیج شدن را دوست ندارد،

پس حس خوبی نسبت به این سخنران نخواهد داشت.

در نتیجه با نهایت تاسف باید اعلان کنیم

ایشان در همین جا کلی از مخاطبان بالقوه خود را از دست می دهند!

این موضوع باعث می شود که ما دوباره مجبور به غربال کردن نکات مد نظر برای سخنرانی مان شویم.

سیستم ۳، ۲، ۲

ما پیشنهاد می کنیم که در این مرحله برای غربال کردن از سیستم ۳، ۲، ۲ استفاده کنید.

یعنی ۳ نکته خیلی خیلی مهم را در ابتدا بیان کنید؛

سپس اگر وقت اضافه آوردید ۲ نکته خیلی مهم را بگوئید

و در آخر اگر باز هم زمان داشتید به ۲ نکته مهم دیگر بپردازید.

۳ تکه بودن سخنرانی مسئله دیگری را برای ما در برخواهد داشت

و آن نیاز به ۳ پایان متفاوت می باشد. یعنی شما برای هر قسمت از سخنرانی خود باید ۱ پایان طراحی کنید.

البته این موضوع به نوعی مزیت هم به حساب می آید؛

چرا که پایان یک سخنرانی مهمترین قسمت آن به حساب می آید.

پس ارزشش را دارد که نکات کمتری بگوئید ولی پایان فوق العاده ای داشته باشید.

البته در این باره در فصل های بعدی بیشتر صحبت خواهیم کرد.

در نهایت با کنار هم گذاشتن این صفحات متن اولیه سخنرانی ما آماده است.

خب، قبل از رفتن به مرحله بعدی یک مکث کوچک به خود دهید

و شروع به نوشتن متن سخنرانی خود با استفاده از مطالبی که تا به اینجا آموخته اید کنید.

چرا متن اولیه؟

دلیل این امر آن است که

  • فعلا بعد زمان را در متن سخنرانی خود دخالت نداده ایم؛ یعنی نمی دانیم ارائه متنی که نوشته ایم چه مقدار زمان از ما خواهد گرفت.
  • از سوی دیگر به احتمال ۹۰ درصد خیلی از جا های آن نیاز به چکش کاری دارد!
  • و علاوه بر این ها، هنوز تسلط کافی بر روی این متن سخنرانی نداریم.

پس نمی توانیم همین متن را در جلوی حضار اجرا کنیم.

بلکه باید آن را بازبینی نماییم تا اشکالات احتمالی،

جابه جایی و کم و زیاد شدن جملات، زمانبندی ها و … برطرف شوند.

تمرین و بازخوانی

به منظور بهبود سخنرانی و افزایش تاثیرگذاری آن پیشنهاد می کنیم

 که بعد از نوشتن متن اولیه حداقل ۲ مرتبه کل آن را بازخوانی کنید.

بازخوانی متن سخنرانی موجب می شود که شما با چال و چوله ها

و دست انداز هایی که آگاهانه ویا نا آگاهانه در متن سخنرانی خود

آن ها را تدارک دیده اید رو به (!!!) رو شوید. از سوی دیگر به شما کمک می کند

تا تسلط کافی بر روی مطالبی که می خواهید ارائه کنید به دست آورید.

این کار اگر موجب آن نگردد که سخنرانی شما ۱۰۰ درصد شبیه آن چیزی شود

که انتظارش را دارید، شما را به رضایت حداقل ۶۰ درصدی از سخنرانی تان می رساند.

اما بازخوانی به چه صورتی باید باشد؟

یکی از مهمترین کارهایی که در بازخوانی متن سخنرانی باید انجام دهیم،

جایگزین کردن جملات با عبارت های تاثیرگذار تر و بهتر می باشد؛

برای این منظور نیز نیاز به تفکر، گذاشتن وقت و استفاده از نظر کارشناسانه دیگران داریم.

یعنی متن سخنرانی خود را به چند نفر نشان دهیم و از آن ها نظر خواهی کنیم.

بعد از آن که نظر دیگران را درباره متن سخنرانی خود گرفتیم

و تغییراتی هرچند کوچک را در آن ایجاد کردیم، حال نوبت به اجرا می رسد؛

اما نه در برابر حضار بلکه در منزل یا محل کار و در برابر خانواده، همکاران ویا خودمان به تنهایی!

برای تمرین کردن بهترین گزینه آن است که از خود فیلم بگیریم

و یا حداقل صدای خودمان را در هنگام اجرا ضبط کنیم.

این بدین خاطر است که هم متوجه زمان می شویم

و هم می توانیم در هنگام بررسی فیلم به دقت تمام جوانب کار را بسنجیم؛

مثلا کجا تپق زدیم، کجا یادمان رفت بگوییم، کجا حرکات دست و پای مان مناسب نبود  و …

البته باید یادتان باشد که مجاز به حفظ کردن مو به مو و خط به خط متن سخنرانی خود نیستید

اما توصیه می کنیم که جملات ابتدایی و انتهایی سخنرانی خود را حتما ازبر کنید.

یادتون باشه که دچار کامل گرایی نشید! هر اتفاقی که افتاد شما سخنرانی که شروع کردید

رو باید به پایان ببرید و حق قطع کردنش رو ندارید، حتی در تمرین!!!

همین الآن بدون فوت وقت، به سراغ متنی که در تمرین قبلی نوشته اید بروید؛

یک بار دیگر آن را مرور کنید و ببینید کدام جملات را می توانید بهبود ببخشید؛

پس آن ها را با جملات جدید بهتر جایگزین کنید.

فشار نگاه ها

فشار نگاه ها

دوستان خوبم،

یکی دیگر از عواملی که ما را کلا از برقرار کردن ارتباط درست با دیگران باز می دارد، ارتباط چشمی نامناسب است.

خیلی از ما ها به دلیل آموزش های مذهبی دوران کودکی مان یا به دلیل احساس شرم و حیا (البته از دید خودمان!)

و یا …. از نگاه کردن به چشم مخاطبان مان حضر می کنیم؛ وصد البته که از نگاه کردن دیگران به خودمان هم می ترسیم،

چون احساس زیر زربین بودم بهمان دست می دهد.

یک خبر بد برایتان دارم:

هیچ راهی برای در رفتن از زیر این نگاه ها ندارید!!

فقط باید با آن کنار بیایید.

اما چه کنیم که مجهز به مهارت ارتباط چشمی مناسب برقرار کردن شویم؟

هیچ داروی معجزه گری برای حل این مشکل وجود ندارد

به جز همان چیزی که من همیشه بر روی آن تاکید داشته ام و آن هم تمرین است

یعنی همانطور که قبلا هم گفتم:

آموزش یک بار، تمرین هزار بار!!!

و اما تمرین یا همان نوشداروی حل این مشکل :

  • در جلوی یک آینه قرار بگیرید و به چشمان خود زل بزنید.
  • بدون پلک زدن
  • با استفاده از یک ساعت مدت زمانی که می توانید بدون پلک زدن به چشمان خود زل بزنید را اندازه بگیرید.
  • این کار را به حدی انجام دهید که بتوانید حداقل ۱ دقیقه بدون پلک زدن به چشمان خود خیره بشوید.
  • حالا در جلوی آینه قرار بگیرید و این بار در حال صحبت کردن به چشمان خود خیره شوید.
  • در هنگام صحبت با اعضای خانواده و دوستان خود سعی کنید به چشمان آن ها نگاه کنید.
  • خیره نشید و زل نزنید؛ فقط نگاه کنید.
  • برای حس بدی به آن ها ندهید حدودا هر ۲۰ ثانیه برای چند ثانیه نگاه خود را به سمت دیگری منحرف کنید.

برای یاد گرفتن شیوه صحیح ارتباط چشمی مقاله «مهارت ارتباط چشمی صحیح و مناسب» را مطالعه کنید.

فنون سخنرانان جهان

فنون سخنرانان برجسته جهان

دو ویژگی سخنرانان معروف

  1. سطح بالای انرژی و سرزندگی
  2. رضایتمندی عالی و ایراد سخنرانی خوب

کارهایی که سخنرانان معروف انجام می دهند

و شما هم باید انجام دهید.

  1. برنامه ریز اجلاس را راضی کنید .

وقتی شما سخنرانی خوبی ارائه دهید

و حضار از شما راضی باشند ،

برنامه ریز جلسه هم از شما خوشش می آید

و احتمالا دوباره شما را برای سخنرانی دعوت کند .

اعتبار یک سخنران منفی یا مثبت به سرعت پخش می شود .

  1. با سایر سخنرانان ملاقات کنید .

تا حد امکان در سخنرانی ها و سمینار ها شرکت کنید

و از سخنان آن ها یادداشت بردارید و ببینید

که آن ها قبل از سمینار با حضار چگونه ارتباط برقرار می کنند .

تلاش کنید با سخنران آن سمینار ارتباط برقرار کنید

و با او دست دهید و از او تشکر کنید .

این نوع تماس شخصی باعث آشنایی شما با آن سخنران می شود .

  1. وقت خود را صرف مطالعه ، پزوهش و آماده سازی کنید .

یک سخنران برای یک سخنرانی یک ساعته باید

۱۰ ساعت مطالعه ، مرور ، سازمان دهی مجدد و تمرین داشته باشد .

سخنران باید در حد امکان اطلاعاتی در مورد مخاطبان داشته باشد

مثل سن ، شغل و پیشینه ی شرکت کنندگان .

  1. اهداف شفافی داشته باشید .

بهتر است از شرکت کنندگان بپرسیم که دوست دارند

سخنران چه بگوید و می خواهند چه نتیجه ای از سخنرانی بگیرند .

به این طریق می توانیم اهداف خود را به وضوح برای خود بیان کنیم و به موفقیت برسیم .

  1. زبان ویژه ی آن شرکت یا سازمان را بیاموزید .

هر سازمانی زبان مخصوص خود را دارد شما نمی توانید

به همان شیوه ای که برای دانشجویان دانشگاه سخنرانی می کنید ،

برای کانون اصلاح و تربیت یا برای مدیران یک شرکت سخنرانی کنید .

یک سخنران خوب آن قدر باید به زبان آن سازمان آشنایی پیدا کند

که شرکت کنندگان فکر کنند آن سخنران خودش با آن سازمان همکاری دارد .

  1. مطالب سخنرانی خودتان را برنامه ریزی و سازمان دهی کنید .

سخنرانان حرفه ای مدام متن خود را می نویسند

و باز نویسی می کنند و در هنگام سخنرانی اظهارات خود را پس و پیش می کنند .

آن ها می خواهند نکات مهم را لذت بخش و موثر بیان کنند .

  1. مرور و تمرین کنید .

آن ها هرگز به حافظه و تجربه ی خود اعتماد نمی کنند .

آن ها همه موارد را از روی چک لیست تا لحظه ی سخنرانی مرور می کنند .

  1. محل سخنرانی را بازرسی کنید .

آنان سه عامل مهم را بررسی می کنند : صدا ، نور و دما .

در خیلی از اوقات یکی از این سه مورد نیاز به تغییر یا تصحیح خواهند داشت .

نور در سخنرانی بسیار مهم است چرا که افراد به سخنرانی میایند

تا چهره ی سخنران را ببینند . در غیر این صورت می توانند در خانه بنشینند

و یک فایل صوتی گوش دهند یا کتاب بخوانند .

  1. حضار را بشناسید .

سخنرانان حرفه ای قبل از سخنرانی با حضار گفتگوی کوتاهی انجام می دهند .

وقتی حضار ببینند شما پیش از سمینار با حضار گرم گرفته اید ،

به طور خودکار شما را بیشتر دوست خواهند داشت

و برای شما شنونده و پشتیبانی بهتر خواهند بود

و این گونه قبل از شروع سخنرانی دل ان ها را بدست آورده اید .

  1. نام افراد کلیدی را یاد بگیرید .

مردم وقتی از آن ها در پشت تریبون مثبت یاد می کنید

بسیار شگفت زده و مفتخر می شوند .

ممکن است نیاز باشد در حین سخنرانی به افرادی اشاره کنید .

مثلا بهتر است قبل از سخنرانی نکته یا حرف یا اعتقادی

را از افراد کلیدی سخنرانیکه می دانم در آن جمع هستند مطالعه کنیم

و بعد در حین سخنرانی اسم ان فرد را بیاوریم

و اعتقاد یا شعار همیشگی اش را به طور مثبت بیان کنیم .

مثلا بگوییم مدیر شما ، آقای موسوی همیشه بر مسئولیت پذیری شما در محل کار تاکید می کند .

  1. یاد بگیرید که چگونه ادامه دهید و چگونه دست از سخنرانی بردارید .

سخنرانان حرفه ای شروع و پایان کارشان را همیشه برنامه ریزی می کنند .

متن معارفه را با معرفی کننده ها مرور می کنند .

معرفی خوب را باید به دقت نوشت تا انگیزه و توجه دیگران افزایش یابد .

  1. حضار را در سخنرانی خود دخالت دهید .

سخنرانان با تجربه با همان جملات ابتدایی

حضار را با سخنرانی خود درگیر می کنند .

آنان سخنرانی خود را با سکوت شروع می کنند

تا حضار تمرکز بگیرند یا با یک عبارت معروف

یا یک ضرب المثل شروع می کنند تا توجه آن ها جلب شود .

  1. با آن ها دوستانه رفتار کنید .

سخنرانان حرفه ای رفتاری دوستانه دارند لبخند می زنند

به این معنی که از دیدن حضار خوشحال هستند .

حضار فورا این احساس را می فهمند و به سخنران واکنش مثبت نشان می دهند .

  1. از هر روش سخنرانی ممکن استفاده کنید .

وقتی یک سخنران با تجربه شروع به سخنرانی می کند

قول می دهد ایده هایش جالب و مفید باشد .

آن ها اغلب در مورد افرادی داستان می گویند

که همین ایده ها را در زندگی خودشان اجرا کرده اند و پاسخ گرفته اند .

  1. تعویض دنده را حفظ کنید .

سخنرانان مجرب استاد زمان بندی هستند .

آن ها قسمتی از داستان را با مکث و احساس می گویند

و گاهی اوقات از موضوع خارج شده و سپس به داستان بر می گردند .

آن ها لطیفه ها را نیز همین گونه بیان می کنند .

  1. بگذارید نکات در ذهن حضار بنشیند .

سخنرانان حرفه ای از طریق داستان نکاتی را

که احساسات مخاطب را بر می انگیزد

یا او را به فکر وا می دارد بیان می کنند

تا نکات در ذهن مخاطب بماند .

  1. هم از صدا و هم از بدنتان استفاده کنید .

سخنرانان حرفه ای کمی بلند تر صحبت می کنند

و این نشانه ی اعتمادی است که به گفتارشان دارند .

آن ها از بدن شان بیشتر استفاده می کنند .

دست هایشان را به حرکت در می آورند ،

سرشان را حرکت می دهند و لبخند می زنند .

سبک زندگی

متاسفانه سبک زندگی نامناسب و غیر سالمی که اکثراً در زندگی خود در پیش گرفته ایم،

باعث آسیب رسیدن به قسمت های مختلف بدن، از جمله تارهای صوتی و خرابی صدا می گردد.

علاوه بر این، نداشتن تمرینات بدنی منظم (ورزش) و مصرف غذا های ناسالم

باعث بهم ریختن سیستم سوخت و ساز طبیعی بدن و درنتیجه آن

کاهش انرژی بدن می شود که به نوبه خود روی زیبا و تاثیر گذار بودن صدا،‌ قدرت عضلانی،

اعتماد به نفس،‌ شور، اشتیاق و سرزندگی و …اثر منفی می گذارد.

از سوی دیگر، نرسیدن مواد مغذی به مغز باعث مواجه شدن ‌ذهن با بحران کمبود انرژی می گردد

که این نیز قدرت تفکر، پیدا کردن کلمات مناسب، کنار هم چیدن کلمات

برای ساخت جمله های با معنی، بیان جملات، استدلال برای اتصال جملات مرتبط به یکدیگر

و در نهایت نتیجه گیری از صحبت های به میان آمده را مختل می سازد.

متاسفانه مبحث سبک زندگی بسیار گسترده است و پرداختن بیش از این به آن در اینجا نمی گنجد؛

اگر شما هم همچو من دوستار سلامت خود هستید،‌

پیشنهاد می کنم که حتما کتاب الکترونیکی «برنامه سبک زندگی سالم من در قرن ۲۱» را تهیه نمایید.

#تمرین برای سبک زندگی بهتر

  • هر روز صبح بعد از بیدار شدن از خواب به مدت ۱۵ دقیقه تمرینات نرمشی و کششی انجام دهید تا خون در بدنتان جریان بیابد.
  • در یک باشگاه، ورزشی که مطابق میلتان است، ثبت نام کنید و حداقل ۳ روز در هفته به مدت ۹۰ دقیقه فعالیت شدید ورزشی داشته باشید تا متابولیسم (سیستم سوخت و ساز) بدنتان تنظیم شود.
  • به جای آب یخ از آب ولرم برای آشامیدن استفاده کنید؛ چرا که آب یخ نه تنها تشنگی را برطرف نمی کند، بلکه به تار های صوتی نیز آسیب وارد می کند.
  • اگر احیانا، خدایی ناکرده، به سیگار، الکل یا مواد مخدر اعتیاد دارید؛ لطفا همین الان قاطعانه تصمیم بگیرید که برای همیشه کنار بگذاریدش و یا میزان مصرف آن را به حداقل برسانید.
  • تمرینات یوگا و مدیتیشن را به طور مرتب پیگیری نمایید تا ذهنتان ساختارمند شود و آرامش ذهنی بیشتری بیابید.
  • حداقل روزی ۲ مرتبه تمرین تنفس شکمی را انجام دهید؛ به بهتر حرف زدنتان کمک می کند. چرا که به مرور زمان دیگر در صحبت کردن نفس کم می آورید؛ از طرف دیگر به متابولیسم بدن و بالا رفتن میزان انرژی تان نیز کمک می کند.

هر انسانی برای این که در حرفه ی خود موفق شود،

ابتدا باید سبک زندگی سالمی داشته باشد.

این کار را می توانیم با کنار گذاشتن اهمال کاری انجام دهیم .

اگر شما هم اهمال کار هستید و کار ها را به تعویق می اندازید،

این مقاله فوق العاده را که پر از راهکار های گوناگون است، از دست ندهید.

http://seyedamirhosseinmirabolghasemi.com/lazy/

چگونه جوک و لطیفه تعریف کنیم؟

جوک گفتن چه اصولی دارد؟

جوک گفتن هم مانند هر مهارت دیگری نیاز به تمرین دارد.

در واقع اگر می خواهیم درست و بامزه جوک تعریف کنیم باید اصولی را رعایت کنیم.

در واقع یکی از اصلی ترین موارد که یخ آدم ها را باز می کند

و البته در جمع های خودمانی و غیر رسمی یعنی همان جمع های دوستانه تر به باز شدن

یخ جمع و البته ایجاد صمیمیت بیشتر کمک می کند، جوک گفتن است.

وقتی بتوانیم با جوک گفتن حال آدم ها رو خوب کنیم و آن ها را بخندانیم.

وقتی مخاطب ما به جوک ما بخندد یعنی ما دیگر کنترل اوضاع را به طور کامل در دست مان گرفته ایم.

حتما الان شما هم دارید با خودتان می گویید که خیلی دوست دارید جوک بگویید،

ولی تا شروع به جوک گفتن می کنید کار را خراب می کنید

و هیچ کس به جوک های شما نمی خندد ولی وقتی همان جوک را فرد دیگری می گوید ،

همه به آن می خندند.

اشتباهات در جوک گفتن :

اول بیاییم اشتباهات را باهم در ویدئوی زیر بررسی کنیم.

کارهایی که در زمان جوک گفتن نباید انجام بدهیم

بیایید با هم دلیل آن را بررسی کنیم.

برای این کار اول باید ببینیم ، جوک گویی چه اصولی دارد؟

خوب حواس مان را جمع کنیم تا از این روش برای هر نوع جوکی که می گوییم استفاده کنیم.

و اما ……

قوانین جوک گفتن :

قانون اول :

جوک خوب و بد وجود ندارد بلکه جوک گوی خوب و بد وجود دارد.

قانون دوم :

هیچ وقت برای جوک گفتن از کسی اجازه نگیرید. هرگز نپرسید که فلان جوک را شنیده اید؟

اصلا مهم نیست که جوکی که می گویید تکراری باشد ، شما باید آنقدر آن را زیبا بگویید

که دوست داشته باشند یک بار دیگر آن را از زبان شما بشنوند. البته یادمان باشد جوک هایی که خیلی

تکراری هستند و می دانم همه حداقل یک بار شنیده اند نگوییم.

کمی خلاقیت داسته باشیم و جوک های کمیاب تری را برای گفتن انتخاب کنیم ریسک ضایع شدن را کاهش داده ایم.

قانون سوم :

به چشم های مخاطبان نگاه کنید و جوک بگویید.

این مساله بسیار مهم است اگر می خواهیم ارتباط چشمی درست را یاد بگیریم حتما به مقاله

ارتباط چشمی صحیخ

که پر از تمرین های فوق العاده و جذاب است نگاهی بیندازیم تا بتوانیم برای جوک گفتن ارتباط چشمی بهتری برقرار کنیم.

 

قانون چهارم :

یک تبسم یا لبخند کوچک بر لب داشته باشیم.

قانون پنجم :

هرگز خودمان به جوکی که گفته ایم نخندیم.

کسانی که به جوک خودشان می خندند اصلا قابل اعتماد نیستند.

حالا که همه این موارد را می دانیم. می توانیم با اعتماد بنفس کامل یک جوک تعریف کنیم.

 

تنفس صحیح، تنفس شکمی

تنفس صحیح ، تنفس شکمی

در این مقاله قصد داریم در مورد تنفس صحیح ، تنفس شکمی صحبت کنیم . تنفس شکمی که به تنفس دیافراگمی هم معروف هست فرآیند تنفسی عمیق هست که در این فرایند بدن ما به اندازه کافی اکسیژن دریافت می کند. در حالی که تنفس سطحی می تواند موجب استرس و شاید نفس تنگی شود ، تنفس عمیق شدت ضربان قلب را کاهش می دهد و فشار خون را ثابت نگه می دارد . این روش ، راه حل بسیار خوبی برای زمانی است که به شدت از استرس رنج می بریم.

باید با آموزش گام به گام تنفس عمیق شکمی را یاد بگیریم و با تمرین و تکرار ان را به مجموعه عادات خود اضافه کنیم .

یادگیری اصول تنفس شکمی

۱٫ یک نفس عمیق و آهسته از طریق بینی بکشیم.

ابتدا باید ریه هایمان را از هوا پر کنیم . در برابر بازدم فوری آن هم قبل از اینکه ریه هایتان از هوا کاملا پر شود مقاومت کنیم. قطعا در اوایل کار ، انجام چنین تنفسی برای ما سخت خواهد بود چرا که ما مدت ها به تنفس های کوتاه سریع و سطحی عادت کرده ایم. تا جایی که می توانید روی تنفس از طریق بینی خود تمرکز کنیم چرا که بینی ما دارای موهای ریزی می باشد که جلوی ورود مواد سمی و گرد و غبار به ریه ها را می گیرد . بنابراین مواد سمی و گرد و غبار وارد ریه ما نمی شوند و ریه های سالم تری خواهیم داشت .

در تنفس روزانه مان ما از تنفس سطحی و سریع استفاده می کنیم بدون آنکه به آن آگاه باشیم . استرس هایی که در هر روز تجربه می کنیم حواس ما را پرت می کند و باعث می شود ما نتوانیم به شیوه ی تنفس خود گاه شویم .

تنفس عمیق به ما کمک می کند که آگاهی بیشتری نسبت به بدن مان داشته باشیم . هوایی را که وارد ریه هایمان می شود و آن را پر می کند با تمام وجود احساس می کنیم و وقتی روی تنفس عمیق تمرکز می کنیم ، نگرانی هایمان از بین می رود .

۲٫ اجازه بدهیم شکم مان کش بیاید .

وقتی در حال تنفس عمیق هستیم اجازه دهیم شکم مان حدود ۳ تا ۵ سانت کش بیاید. این هوایی که تنفس می کنیم باید همه مسیر را تا دیافراگم ما پر کند که این کار باعث می شود شکم ما همان طور که از هوا پر می شود کاملا گرد شود . اگر به یک نوزاد که خوایده است نگاه کنیم می بینیم که نوزادان به طور طبیعی تنفس دیافراگمی یا شکمی را تجربه می کنند و شکم آن ها و نه قفسه سینه شان بالا و پایین می رود. همین طور که بزرگ می شویم دچار شرطی شدن می شویم و بجای تنفس شکمی ، تنفس سطحی را تجربه می کنیم . وقتی که ما در احساسات مان گیر می افتیم تمایل داریم که فشار بیشتری را تحمل کنیم به جای اینکه خود را رها و آزاد کنیم . وقتی یاد بگیریم که چطور به درستی نفس بکشیم ، از این فشار و تمایلات ناخودآگاه رها می شویم.

  • دراز بکشید ، بایستید یا صاف بنشینید و نفس بکشید. اگر در حالت خمیده ای باشید تنفس عمیق برای شما سخت می شود.
  • هم زمان که عمل دم را انجام می دهیم یک دست را روی شکم مان قرار می دهیم و دست دیگر را روی قفسه سینه می گذاریم .اگردر هنگام عمل دم ، دستی که روی شکم مان است بیشتر از دستی که روی سینه مان قرار دارد بالا بیاید به این معنی است که تنفس عمیق شکمی یا دیافراگمی را به درستی انجام می دهیم .

۳٫ بازدم کامل داشته باشیم.

بگذاریم که هوا از طریق بینی مان رد و بدل شود. همان طور که نفس می کشیم شکم مان را به سمت ستون فقرات مان به داخل می کشیم . تمام هوای درون ریه مان را به بیرون می فرستیم . بعد از بازدم ، از طریق بینی مان یک نفس عمیق دیگر بکشید و به نفس کشیدن عمیق ادامه دهید .  سعی کنید دوبار به همان اندازه که با دم هوا را وارد ریه های خود می کنید به طور کامل هوا را با بازدم از ریه های خود خارج کنید .

۴٫ پنج بار پشت سر هم نفس عمیق بکشیم.

این کار با کاهش ضربان قلب و فشار خون باعث آرامش ما می شود و در عین حال افکار استرس زا را از ما دور می کند . در جایی که راحت هستیم بنشینیم و پنج بار پشت سر هم تنفس عمیق را تمرین کنیم.

یادمان باشد که شکم ما باید حداقل سه سانت از قفسه سینه ما بیشتر جلو بیاید.

وقتی که کمی به تنفس عمیق به این شیوه عادت کردید ، ۱۰ تا ۲۰ بار آن را پشت سر هم انجام دهید. به بدنتان که پر از اکسیژن می شود توجه کنید .

۵٫ این تکنیک در هر مکان و زمانی انجام دهید.

حالا که روش تنفس عمیق را می دانیم از این تکنیک برای کاهش سریع سطح استرس در زمان نگرانی ها استفاده کنیم . می توانیم از این تکنیک در جاهای خلوت استفاده کنیم. می توانیم در حالی که در مترو هستیم یا در حال نوشتن یا خواندن هستیم و یا حتی صحبت با تلفن ، پنج نفس عمیق بکشیم. با این روش می توانید هرجا و هر زمان که نیاز شد از این روش برای بدست آ
وردن آرامش خود استفاده کنید .

هر وقت که متوجه تنفس سطحی خود شدیم ، سعی کنیم آگاهانه شروع به تنفس عمیق کنیم . با این روش بیشتر تنفس خود را تحت کنترل می گیریم .

هر چه بیشتر تنفس عمیق را تمرین کنیم ، بیشتر حس می کنیم که این کار کم کم به طور ناخود آگاه به صورت یک عادت در می آید . پس از این که این روش برای ما به صورت یک عادت در بیاید ، هر تنفس ما همانند یک نوزاد تنفس دیافراگمی می شود .

تنفس عمیق برای کسب آرامش 

۱٫ در حالی که نفس خود را به به درون می کشید به آرامی از ۱ تا ۴ بشمارید .

در حالی که هوا را با بینی خود وارد ریه هایمان می کنیم آرام و بدون هیچ عجله ای از ۱ تا ۴ می شماریم . این تمرین شمارش به ما کمک می کند که تنفس خود را نظام مند کنیم و روی تنفس عمیق تمرکز کنیم . یادمان باشد که شکم مان باید جلو بیاید و از طریق دیافراگم نفس بکشیم .

  • این تمرین تنفس به عنوان یک نوع آرامش بخش عمل می کند. هروقت که ما احساس استرس می کنیم . هروقت احساس استرس زیادی داشتید و به یک راه سریع برای رسیدن به آرامش نیاز داشتید ، می توانید خیلی سریع یک مکان آرام و ساکت پیدا کنیم تا از روش تنفس ۸-۷-۴ استفاده کنیم .
  • ما می توانیم زمانی که بی خواب می شویم از این روش بسیار موثر استفاده کنیم تا خوابمان ببرد.

۲٫ نفس مان را ۱۵ ثانیه حبس کنیم

آرام باشید و نفس خود را نگه دارید و عمل دم و بازدم را به مدت ۷ ثانیه انجام ندهید . می توانیم در ذهن خودمان بشماریم یا از ساعت برای گرفتن زمان استفاده کنیم .

۳٫ بازدم را در ۸ ثانیه انجام دهیم .

در حالی که تا ۸ می شماریم هوا را از طریق دهان به بیرون می فرستیم . شماش در زمان بازدم این امکان را به شما می دهد که متوجه شوید دو برابر عمل دم هوا را از ریه های خود خارج می کنید . در حالی که عمل بازدم را انجام می دهیم ، شکم مان را به سمت داخل می کشیم تا کمک کند که تا جای ممکن هوای وارد شده را به بیرون می راند .

۴٫ این روش را ۴ بار تکرار کنیم.

دوباره نفس بکشیم ، نفس مان ا نگه داریم و آن را کاملا تخلیه کنیم. به یاد داشته باشیم که هر بار تکنیک ۸-۷-۴ را رعایت کنیم . بعد از ۴ بار تنفس به این شیوه ، ما باید احساس آرامش کنیم . اگر نیاز هست ، می توانیم این تمرین را چند بار دیگر انجام دهیم.

تکنیک های تنفس انرژی زا

۱٫ در مکانی صاف بنشینید.

روی یک صندلی داری تکیه گاه بنشینید و به آن کیه دهید طوری که ستون فقرات تان صاف باشد. این یک موقعیت مکانی و فیزیکی درست برای شروع تنفس عمیق می باشد.

این تکنیک ترکیبی از تنفس عمیق و تنفس سریع می باشد. چون این کار باعث افزایش انرژی ما می شود پس نشسته انجام دادن آن بهتر از حالت دراز کش انجام دادن آن است.

۲٫ با چند تنفس عمیق کامل شروع کنیم.

عمل دم را به طور کامل و به آرامی انجام دهید . سپس به آرامی و به طور کامل عمل بازدم را انجام دهید. این کار را حداقل ۴ بار انجام دهیم تا جایی که کاملا احساس آرامش کنیم.

۳٫ به مدت ۱۵ ثانیه از طریق بینی عمل دم و بازدم را انجام دهیم.

دهان مان را ببندیم و تا جایی که می توانیم سریع از طریق بینی تنفس عمیق انجام دهیم . نفس های سریع ولی عمیق بکشیم .

تنفس مان باید هنوزهمان تنفس های دیافراگمی باشد ، اما باید تا جایی که می توانیم سریعتر نفس بکشیم.

این که دست مان را روی شکم مان بگزاریم تا متوجه درست یا غلط بودن تنفس دیافراگمی بشویم کمک بسیار زیادی به ما می کند.

۴٫ یک تمرین ۲۰ تنفسی دیگر انجام دهیم.

از طریق بینی مان عمل دم و بازدم را انجام می دهیم. بعد از یک استراحت کوتاه از تکنیک مشابه دیگری برای ۲۰ بار تنفس دیافراگمی استفاده می کنیم. عمل دم و بازدم را از طریق بینی مان انجام می دهیم و باید مطمین باشیم که این کار را با دیافراگ مان انجام می دهیم .

۵٫ دور سوم ۳۰ تایی از تنفس شکمی را انجام دهیم.

این آخرین دسته از این نوع نفس کشیدن ها است. از طریق بینی مان عمل دم و بازدم را انجام می دهیم و باید باز هم مطمین باشیم که از طریق دیافراگم مان نفس می کشیم.

۶٫ برای لحظه ای استراحت کنیم و ادامه روز را به همین شیوه ادامه دهیم .

شما باید احساس کاملا پر انرژی بودن و آمادگی در سطح بالایی برای باقی روز خود داشته باشید. چون تکنیک هایی که در اینجا در مورد آن صحبت شد ، بسیار انرژی بخش است ، بهتر است که از این تکنیک ها زمانی که قصد دارید بخوابید استفاده نکنید.

اگر در حال انجام این تمرین سرگیجه گرفتید ، فورا این کار را متوقف کنید . اگر قصد داشتید که بعدا دوباره این کار را شروع کنید ، تعداد دفعات تمرین تنفس را کاهش دهید و به راهتان ادامه دهید تا بتوانید یک دور کامل این تنفس ها را به تعداد گفته شده انجام دهید.

زنان باردار و افراد دارای مشکل تنفسی و بیماری های مرتبط به آن نباید از این تمرین استفاده کنند.

تنفس

نفس کشیدن با آنکه انرژی زیادی از ما نمی گیرد و خیلی از وقت ها حتی متوجه آن هم نمی شویم، اما مهمترین بخش از زندگی ما را به خود اختصاص می دهد. بدن ما برای ادامه حیات به اکسیژن نیاز داشته و حتی وابسته است! اما …

متاسفانه ما در دنیایی در حال زندگی هستیم که به دلیل پیشرفت روز افزون تکنولوژی و نیاز بشر به انرژی و مواد اولیه بیشتر، روز به روز بر میزان آلودگی زمین افزوده می شود و هوا نیز به عنوان بزرگترین و ارزانترین منبع اکسیژن در جهان از این موضوع مستثنی نیست.

شاید برای بهبود کیفیت هوا کار چندانی از دست ما بر نیاید اما برای بهبود وضعیت تنفس خود می توانیم انقلابی به پا کنیم.

اولین انقلابی که باید در خود ایجاد نماییم، درست تنفس کردن است. ما به طور معمول به گونه ای تنفس می کینم که بیش از یک سوم حجم ریه خود را استفاده نمی کنیم؛ اما تنفسی درست است که بیش از ۹۰ درصد از حجم ریه ما را درگیر خود نماید. این همان تنفسی است که اکسیژن لازم را به مغز می رساند، باعث سرحال شدن ما می گردد، قدرت یادگیری را بهبود می بخشد، از تنش ها و استرس های روزانه ما می کاهد، متابولیسم بدن را تنظیمم می کند و شما را به شخص بهتری مبدل می سازد.

این همان تنفسیی است که هنگام خمیازه کشیدن با آن مواجه می شویم؛ همانی که دوستان سیگاری و قلیون بدست برای کام گرفتن ازش استفاده می کنند و همانیست که افراد فرهیخته و ورزش دوست در تمرین ها تن آرامی، مراقبه و یوگا از آن بهره می برند.

بله، تنفس درست، تنفس شکمی است.

تنفسی که در آن به جای آن که قفسه سینه شما بالا و پایین شود، شکمتان به داخل و بیرون حرکت می کند. از منظر سخنرانی تنفس شکمی باعث می شود که سخنران در ابتدای سخنرانی که استرس بسیار زیادی را تحمل می کند، به سرعت کنترل و تمرکز خود را بازیابد و بر اضطراب خود فائق آید. از طرف دیگر درست تنفس کردن باعث می شود که هوای کافی برای ادای جملات طولانی تر در اختیار داشته باشید و بریده بریده سخن نگویید. همچنین مجبور می شوید تا قامت خود را راست نگاه دارید. (می گی نه، امتحان کن!!!)

حداقل روزی ۵ دقیقه تنفس شکمی را تمرین نمایید؛ به دین صورت که

  1. در جایی آرام و ساکت بنشینید.
  2. تمام توجه خود را بر روی بالا و پایین رفتن شکمتان متوجه کنید.
  • دهان خود را ببندید و همین طور بسته نگاه دارید.
  • حال به آرامی از بینی نفس بکشید، تا جایی که بیش از آن شکمتان کش نیاید!

و اما تغییر دوم

متاسفانه، ما در طول روز مقدار بسیار زیادی از آلاینده ها و مواد شیمیایی را از طریق استنشاق کردن ابتدا به ریه های خود و از آن جا به سیستم گردش خون خویش وارد می سازیم؛ که در نتیجه آن به تمام نقاط بدن مان منتقل می گردد؛ بر هیچ کس پوشیده نیست که یکی از دلایل شیوع بی رویه سرطان در سال های اخیر در کشور عزیزمان همین مسئله آلاینده های هوا است.

بر طبق تحقیقات علمی دانشمندان شٌش های افراد سالمی که حتی یک بار هم در طول عمر خود لب به سیگار نزده اند ولی در شهر های آلوده زندگی می کنند بعد از مدتی شبیه شٌش های افراد سیگاری می شود! حال سوالی که پیش می آید این است که: شٌش ها ی افراد سیگاری که در همین شهر های آلوده زندگی می کنند به چه شکلی در می آید؟ آیا اصلا چیزی باقی می ماند که بتوان شٌش را بر آن نهاد؟

قضاوت با شما !

 

موفق و پیروز باشید.

ارتباط چشمی صحیح

ارتباط چشمی چیست ؟

راز هر ارتباط موفق و تاثیر گذاری قطعا برقراری ارتباط چشمی می باشد .

یکی از رمز های جذابیت انسان های جذاب ارتباط چشمی مناسب است.

افرادی که ارتباط چشمی خوبی دارند متقاعد کنندگان بهتری هستند .

اگر شما هم می خواهید ارتباط چشمی خود را بهبود ببخشید این ۱۲ تمرین فوق العاده را از دست ندهید .

داشتن یک ارتباط چشمی خوب و موفق بخش اساسی هر مهارت خوب ارتباطی است.

اگر می خواهیم که روابط مان با دیگران بهتر شود باید بتوانیم ارتباط چشمی درستی داشته باشیم .

به ویژه در مکالمات خود با دیگران به این شیوه می توانید تاثیرگزار باشید.

اگر ارتباط چشمی درست را بیاموزیم ، شنونده ی بهتر و سخنران موثر تری می شوید .

هم چنین می توانید راحت تر افراد را متقاعد کنید .

داشتن ارتباط چشمی بهتر در مکالمات

۱٫ تا جای ممکن سعی کنید آرامش داشته باشید

ما باید در مورد هر کاری فکر کنیم تا به آن کار آگاه تر شویم .

ما گاهی کار ها را بدون فکر انجام می دهیم .

این گونه احساس ترس بیشتری می کنیم و  این پریشانی همه چیز را خراب می کند.

  • معمولا تماس چشمی در برخی موقعیت ها سخت تر می شود .

آن هم زمانی است که با فردی غریبه  صحبت می کنید .

گاهی این فرد جایگاه ویژه ای دارد .

بنابراین کار بسیار سخت تر می شود.

متاسفانه این افراد همان هایی هستند که ما باید اعتماد به نفس مان را به آن ها نشان دهیم .

یا تمام توجه آن مخاطب یا مخاطبان را نیاز داریم  .

داشتن تماس چشمی یکی از آن عوامل نشان دهنده ی اعتماد به نفس است

  • اگر به یک کنفرانس یا مصاحبه مهم می روید ، کمی تمرین تنفس کنید و

تا ضربان قلب تان کاهش یابد و بگزارید اکسیژن شما را به آرامش برساند .

کمی تنفس عمیق و کامل تا حد زیادی شما را آرام می کند.

می توانید به مقاله ی مربوط به تنفس درست شکمی مراجعه کنید.

۲٫  روی یک چشم تمرکز کنید.

اینکه به طور کامل روی هر دو چشم فرد تمرکز کنیم کار بسیار سختی است.

بهتر است که روی یک چشم یا یک نقطه روی صورت تمرکز کنیم.

می توانید بجای تمرکز روی یک چشم ، هر دو چشم را نوبتی نگاه کنیم .

حدود ۱۰ ثانیه به یک چشم نگاه کنید و بعد نگاه تان را به چشم دیگر تغییر دهید.

۳٫یک محل مناسب ثابت را پیدا کنید که بتوانید به آن زل بزنید.

به بالای بینی ، یک ابرو یا فقط زیر چشم ها می تواند مشابه تماس چشمی باشد.

بدون اینکه تماس چشمی واقعی صورت گیرد.

فرد مقابل نمی تواند تفاوت این دو مورد را از هم تشخیص دهد و

شما می توانید بیشتر روی مهارت های گوش کردن تمرکز کنید تا بتوانید مکالمه کننده ی خوبی باشید.

۴٫ بجای زل زدن سعی کنید سر تکان دهید

یا از زبان بدن های مختلفی در حین گوش دادن استفاده کنید.

به عبارت بهتر وقتی طرف مقابل در حال حرف زدن است ، شما هم از خود علایم حیاتی نشان دهید.

اگر زمانی که می خندید چشمانتان بسته می شود یا از تمرکز به طرف مقابل منحرف می شود مشکلی ندارد .

شاید خوب باشد که در زمان خندیدن یا سر تکان دادن مثلا به نشانه ی تایید

و لبخند زدن به طور موقت تماس چشمی تان قطع شود.

این مساله کاملا طبیعی است .

۵٫ سعی کنید زمانی که در حال صحبت کردن با طرف مقابل هستید

درست مانند زمانی که به او گوش می کردید ، چشمانتان را متمرکز نگه دارید.

شاید برقراری تماس چشمی در زمانی که فقط شنونده هستید کار ساده ای باشد.

اما این کار زمانی سخت تر می شود که شما گوینده هستید و باید در کنار حرف زدن

و برقراری تماس چشمی به این که چه چیز هایی را باید بگویید هم توجه کنید.

اگر گاهی حواستان پرت می شود و فراموش می کنید تماس چشمی برقرار کنید

هر زمان که متوجه شدید برگردید و دوباره ارتباط چشمی با طرف مقابل برقرار کنید.

نگاه کردن به بالا گاهی این تصور را ایجاد می کند که شما دارید دروغ می گویید .

در حالی که به پایین نگاه کردن این پیام را به مخاطب می دهد

که شما در بخشی از وجود خود دچار سر در گمی و عدم اطمینان شدید .

به همین دلیل بهتر است که مستقیما روبرویخود را نگاه کنید

حتی اگر احساس نا امنی می کنید و نمی توانید ارتباط چشمی برقرار کنید.

به هرجای از صورت طرف مقابل از جمله گوش یا چانه مخاطب خود نگاه کنید

ولی هرگز نگاه خود را به سمت بالا یا پایین نبرید تا برداشت های دیگری از رفتار شما نشود.

 

تمرین ارتباط چشمی

ارتباط چشمی

اگر می خواهید ارتباط خوبی در نگاه اول داشته باشید

چرا نگاهی به این مقاله نمی اندازید :

http://seyedamirhosseinmirabolghasemi.com/first-impression/

 

۱٫ تمریناتی در خانه برگزار کنید که به شما کمک کند ارتباط چشمی بیشتری برقرار کنیم.

اگر ما معمولا عادت داریم سر مان را پایین می اندازیم و

به کفش های طرف مقابل نگاه می اندازیم ،

باید این عادت را تغییر دهیم و کاری کنیم

که حتی در مواقع تنهایی هم به صورت و چشم های طرف مقابل نگاه کنیم.

این کار را با تماشای تلویزیون ، در مقابل آینه

یا راه های دیگر مثل فیلم گرفتن از خود و تماشای آن فیلم

در حالی که به چشمان خود خیره شده ایم امکان پذیر است.

۲٫ تمرین با تلویزیون.

یکی از راه های خیلی خوب برای تمرین ارتباط چشمی این است که تلویزیون تماشا کنیم .

یعنی زمانی که در حال تماشای تلویزیون هستیم ، به چشمان شخصیت های تلویزیونی نگاه کنیم  .

سعی کنیم از همین مهارت در مکالمات واقعی روزمره استفاده کنید.

قطعا ارتباط چشمی با شخصیت ها در تلویزیون با ارتباط چشمی

برقرار کردن در دنیای واقعی خیلی فرق می کند .

هدف این کار ، تمرین مهرت ارتباط چشمی است .

۳٫ سعی کنیم ویدیو های مختلف تماشا کنیم.

اگر تلویزیون ندارید ، به ویدیو های یوتیوب و ویدیو هایی که در آن فردی که در ویدیو هست ،

مستقیم به مخاطب نگاه می کند ، تماشا کنید .

این کار باعث می شود که تماس چشمی کمی طبیعی تر جلوه کند.

ویدیو های بسیاری با این سبک در اینترنت رایگان و در دسترس هستند که

به شما می تواند در برقراری یک تماس چشمی مناسب کمک کند.

۴٫ سعی کنید ویدیو چت داشته باشید .

اگر یک دوست نزدیک داریم که از حرف زدن با او لذت می برید ،

سعی کنیم از اسکایپ یا برنامه های دیگر مشابه برای ویدیو چت استفاده کنیم

تا ارتباط چشمی را تمرین کنیم .

۵٫ سعی کنیم به چشمان خودمان در آینه نگاه کنیم .

باز این تمرین هم همان طور که در تمرین های قبلی گفته شد ،

نمی تواند به طور کامل جایگزین ارتباط چشمی در دنیای واقعی شود .

ولی در آماده سازی شما برای ارتباط چشمی بسیار موثر است.

فقط چند دقیقه در روز را به انجام این نوع تمرین ارتباط چشمی

برقرار کردن با چشمان خود در آینه بپردازید

و بعد شاهد نتایج فوق العاده آن باشیم .

۶٫ ادای ارتباط چشمی را در بیاوریم.

حتی اگر در برقراری ارتباط چشمی هنوز مشکل داریم یا شرایطی داریم که این کار را مشکل می کند ،

سعی کنیم ادای ارتباط چشمی را در بیاوریم تا کم کم به صورت یک عادت در آید .

افرادی که دچار اضطراب و استرس مخصوصا در ارتباط برقرار کردن با دیگران می شوند،

ممکن است ارتباط چشمی را سخت تر بیابند.

نگزاریم که توانیی هایمان برای برقراری یک ارتباط مناسب زیر سوال برود.

ضرب المثل معروفی هست که می گوید ادایش را در بیاور تا مثل خودش شوی.

آنقدر این کار ار به طور مصنوعی انجام بدهیم تا کم کم به حالت طبیعی در آید.

به نواحی دور چشم افراد مثل بینی ، دهان یا چانه آن ها نگاه کنیم.

اگر پس از استفاده از این روش مردم متوجه شدند که ارتباط چشمی با آن ها برقرار نمی کنید ،

که البته احتمال آن بسیار کم است به آن ها صادقانه بگویید

که ارتباط چشمی برای شما کار سختی است و

شما با این که مستقیما به چشمان آن ها نگاه نمی کنید .

اما به آن ها با دقت گوش می دهیم.

اما من معتقدم برقراری تماس چشمی یکی از مهم ترین مهارت های ارتباطی است و

باید این مهارت را به مهارت های خود اضافه کنیم تا فرد قدرتمند تری به نظر برسیم.

۷٫ آهسته و پیوسته پیش برویم .

اگر احساس می کنیم که پس از انجام تمرینات ذکر شده

هنوز هم گاهی در روابط مان ارتباط چشمی برقرار نمی کنیم باید صبور باشیم و

بدانیم که این موفقیت در مهارت ارتباط چشمی یک شبه و با یگ چشم بر هم زدن بدست نمی آید

بلکه این مهارت با صبر و حوصله و تمرین مستمر بوجود می آید .

هر بار که فقط یک تلاش کوچک برای برقرار ی ارتباط چشمی با فرد یا افراد مقابل انجام می دهید

یک قدم به موفقیت نزدیک تر شده ایم .

هنر سخنوری

شاید بهتر باشد در ابتدا توضیح دهیم که چرا به سخنوری و سخنرانی لقب هنر را اعطا نی کنیم؟

بسیاری از بزرگان درباره هنر سخن به میان آورده اند.

  • هنر ، آنچه را طبیعت از تکمیل آن ناتوان است کامل می‌کند. (ارسطو)
  • هنر مهمترین کار و فعالیت ماورای طبیعی مناسب برای زندگی است. (نیچه)
  • در هنر، (باید) وجود ندارد، هنر آزاد است. (واسیلی کاندینسکی)
  • هنر یعنی پذیرفتن واقعیات…
  • هنر ثبت واقعیتهای ذهنی است…
  • هنر یعنی زندگی کردن و دوست دشتن…
  • هنر اصطکاک روح است با فضای اطراف…

معنای لغوی واژه هنر (Art) در لغت نامه ها به شرح ذیل است.

لغتنامه دهخدا:

  • علم و معرفت و دانش و فضل و فضیلت و کمال.
  • کیاست، فراست . زیرکی.
  • این کلمه در واقع به معنی آن درجه از کمال آدمی است که هشیاری و فراست و فضل و دانش را دربردارد و نمود آن صاحب هنر را برتر از دیگران مینماید.
  • خطر. اهمیت
  • قابلیت . لیاقت . کفایت . توانایی فوق العاده ٔ جسمی یا روحی
  • صنعت و حرفه و شغل و پیشه و کسب

فرهنگ فارسی معین:

  • فضل ، کار برجسته و نمایان
  • زیرکی
  • پیشه و صنعت
  • تقوی ، پرهیزگاری
  • هر یک از هنرهای زیبا.

فرهنگ فارسی عمید:

  • فعالیتی که به منظور خلق آثار مبتنی بر برداشت‌های شخصی و عدم دریافت سود مادی صورت می‌گیرد.
  • اثری که به ‌وسیلۀ این فعالیت به ‌وجود می‌آید.
  • کار نمایان و برجسته.
  • [قدیمی] پیشه؛ صنعت؛ فن.

مریام وبستر:

  • مهارتی که با تجربه، یادگیری و مشاهده به دست می آید.
  • شاخه ای از یادگیری: یکی از هنر های انسانی
  • یادگیری، فراگیری
  • یک شغل یا حرفه که نیازمند دانش یا مهارت باشد.
  • استفاده آگاهانه از مهارت و تصور خلاقانه به خصوص در تولید اشیاء زیبایی شناسانه.

در دانشنامه ها نیز از هنر بدین شکل یاد شده است.

  • ویکیپدیا:

هنر مجموعه‌ای از آثار یا فرآیندهای ساخت انسان است که در جهت اثرگذاری بر عواطف، احساسات و هوش انسانی یا به‌منظور انتقال یک معنا یا مفهوم خلق می‌شوند. همچنین می‌توان گفت هنر توان و مهارت خلق زیبایی است. هنر، با آفرینندگی و خلاقیت ارتباط مستقیم دارد.

  • بریتانیکا:

یک شیء دیداری یا مکتب آگاهانه که از طریق تجلی و ابراز مهارت یا تخیل خلق شده است.

اما…

تعریف ما از هنر چیست؟

هنر، مهارتی است که حاصل یادگیری علم و دانشی مشخص و تمرین پیگیرانه، مستمر و هدفمند همان علم و دانش است.

با کمک قوه تفکر و خلاقیت در جهت خلق آثار فیزیکی، بروز نگرشی خاص، ایجاد شغل، پیشه و صنعتی نو ویا گسترش آنها صورت می گیرد.

و باید توجه داشت که تمام این مسیر بدون ایجاد زحمت برای دیگران و از راه های درست و معقول انجام می شود.

با توجه به تعریف بالا کاملا مشخص است که سخنوری، سخنرانی و فن بیان یک هنر می باشد؛ چرا که نیاز مند تمرین و تکرار بسیار و البته مداوم می باشد.

و علاوه بر آن …

به قول حافظ:

نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند   نه هرکه آینه سازد سکندری داند

نه هرکه طرف کله کج نهاد و تند نشست   کلاه داری و آیین سروری داند

هزار نکته باریک تر زموی اینجاست   نه هرکه سر بتراشید قلندری داند

و همانطور که مولانا فرموده است:

هیچ کس در پیش خود چیزی نشد   هیچ آهن خنجر تیزی نشد

هیچ قنادی نشد استادکار   تا که شاگرد شکر ریزی نشد

هیچ مولانا نشد مولای روم    تا مرید شمس تبریزی نشد

برای یادگیری این فن، مهارت و هنر یعنی سخنرانی، سخنوری و فن بیان بهتر است که به یک مربی و استاد این کار مراجعه کنیم.

بی پیر مرو تو در خرابات   هر چند که سکندر زمانی

چراکه در دنیای امروز سخنرانی کردن علاوه بر هنر و مهارت یک علم به حساب می آید، کتاب ها، مقالات و مجلات بسیاری در مورد آن نوشته شده و در ادامه نوشته می شود و صد البته که هر علمی نیازمند آموزش و یادگیری است.

آموزش و یادگیری سخنرانی در حقیقت آموزش و یادگیری مهارت های ارتباط موثر و از آن مهم تر مهارت های زندگی در جامعه ی امروزی است. چراکه یک سخنران آموزش های بسیاری را می گذراند تا بتواند

  • به درستی با مخاطبان خود ارتباط برقرار کند
  • منظورش را به طور کامل، شفاف و ساده بیان کند. (به نحوی که همه ی افراد حاضر در جلسه سخنرانی، از نوجوان ۱۰ ساله کرفته تا شخص سالخورده ۹۰ ساله متوجه آن شوند!)
  • زمان را به درستی مدیریت نماید تا سر ساعت سخنرانی را شروع کرده و سر ساعت آن را تمام کند
  • مطالعه درست و مناسب داشته باشد و از اطلاعات به روز استفاده کند
  • از تکنیک های مطالعه مانند خلاصه نویسی، نقشه ذهنی، تند خوانی و… به طرز صحیح و موثر استفاده کند.
  • با انجام تمرینات صدا سازی بر حجم صدایش بیافزاید (به گونه ای که حداقل کفاف یک سالن ۱۰۰ نفره را بدهد!)، در صدایش تنین ایجاد کند (یعنی یکنواختی یا مونوتن بودن صدایش را از بین ببرد) و آهنگین سخن بگویند.
  • با تغییر دادن شیوه تنفس اش به تنفس دیافراگمی، جملات طولانی تری را ادا کند.
  • با کمک تمرینات فن بیان هر حرف را به درستی از مخرج خودش ادا کند و کلمات را واضح و رسا بیان دارد.
  • کنترل قسمت های مختلف بدن خود (به خصوص دست ها، صورت و پا ها) را به دست گیرد.
  • به درستی به سوالات مخاطبان اش پاسخ دهد.
  • در مقابل انتقاد ها و اعتراض ها واکنش مناسب و درست را نشان دهد.
  • قابلیت انتقاد پذیری خود را بالا ببرد.
  • لباس هایی زیبا و مناسب با شرایط موقعیت های مختلف بر تن کند.
  • به اندازه کافی برای سخنرانی اش تمرین کند
  • متنی زیبا و جذاب و مناسب با مخاطبان برای سخنرانی اش تهیه کند.
  • از لوازم کمک آموزشی نظیر پاورپوینت، پرزنتور و … استفاده نماید.
  • مخاطبان را در میان بحث با پرسیدن سوالات مناسب و دادن فعالیت های مختلف کاملا درگیر موضوع نماید.
  • از بیان موضوعات بحث برانگیز که منجر به بهم خوردن نظم جلسه می شود بپرهیزد.
  • جلسه سخنرانی را با موفقیت مدیریت کند.
  • برای اتفاقات غیر معمول خوب و بد خود را آماده کند.
  • از قدرت شبکه های اجتماعی برای تبلیغ و بلند سازی خویش کمک بگیرد.
  • به درستی خود را به مخاطبان و سایر افراد معرفی کند.
  • با متانت گام های بلند بردارد.
  • از روی چهره مخاطبان به میزان توجه و همراهی آن ها آگاهی یاید.
  • اعتماد به نفس و عزت نفس خویش را پرورش دهد.
  • علاوه بر تیم همراهش، خودش را نیز رهبری کند.
  • به اصول اخلاقی پایبند باشد و صلاح جمع و جامعه را در نظر بگیرد.
  • در حیطه تخصص خود مشاوره دهد.
  • از نقل قول ها، داستان ها، اشعار و … در جای مناسب استفاده نماید.
  • قدرت خلاقیت را در خود پرورش دهد و از آن در سخنرانی هایش بهره برد.
  • از مخاطبان باز خورد گیرد و به صورت درست و مناسب آن ها را در سخنرانی های بعدی اش اثر دهد.
  • مهارت 《نه》گفتن را به طور محترمانه، قاطعانه و منصفانه (نه به صورت پرخاشگرانه یا خجولانه)، اصولی و اخلاقی بیاموزد.
  • و …

برون بینم اوصاف شاه از حساب     نگنجد در  این تنگ میدان کتاب

گر آن جمله را سعدی انشا کند     مگر دفتری دیگر املا کند

همان طور که سعدی هم اشاره فرمودند اگر بخواهیم ادامه دهیم، کتاب جداگانه ای باید فقط در باب نام بردن مهارت های یک سخنران بنویسیم!

اصلا نمی خوام!!

اگر شما هم جزو آن دسته از افراد هستید که با صحبت های قبلی من هنوز این مسیر را شروع نکرده می خواهید پا پس بکشید، بهتان تبریک می گویم!

چون سخنران شدن اصلا بچه بازی نیست!!!

**کار هر کس نیست خرمن کوفتن    گاو نر می خواهد و مرد کهن

مشکلات بسیاری در این مسیر وجود دارد و تلاش بسیاری باید انجام داد؛ مطمئنا بیشتر از تلاشی که الآن انجام می دهید. ( باید فرشته شیرازی  رو از خودتون دور کنید(!

  • شاید مجبور بشید بعضی شب ها نخوابید یا حتی تو فرودگاه بخوابید تا به برنامه سخنرانی روز بعد تون برسید. مثل خانم ذاکرانی که ساعت ۲ صبح تازه هواپیما شان نشست و ساعت ۴ صبح دوباره پرواز داشتند!
  • شاید مجبور بشید با وجود مریضی به بالای صحنه برید و برای مدت ۱۲ ساعت پشت سر هم صحبت کنید! مثل آقای بهرام پور که با وجود درد شدید پا سر جلسه سخنرانی حاضر شدند و بیش از ۱۰ ساعت در حالت ایستاده به ایراد سخن پرداختند.
  • شاید مجبور بشید مدام در حال سفر از این شهر به اون شهر باشید.
  • شاید بهتون توهین کنند!
  • شاید بهتون حسادت کنند.
  • شاید پشت سر تون بد و بیراه بگویند.
  • شاید آرامش و آسایش تان را بر هم بزنند.
  • شاید مسخره تان کنند.
  • شاید ترد شوید.
  • شاید …

چه خوش گفت…

**هرکه طاووس خواهد  جور هندوستان کشد!

پیرایش رفتار

قبل از آن که مطالعه کتاب را ادامه دهید، از شما می خواهم که حداقل ۱ ساعت و حداکثر ۱ روز را به پاسخ دادن سوالات زیر اختصاص دهید. یادتان باشد که این وقت تلف کردن نیست بلکه تیز کردن تبر است!

  1. آیا من واقعا حاضرم این همه درد و رنج و مشقت را برای تبدیل شدن به یک سخنران بپذیرم؟
  2. آیا من حاضرم این مدل سیک زندگی را تحمل کنم؟
  3. آیا من از این کار لذت می برم؟
  4. آیا من جربزه و شجاعت قدم گذاشتن در این راه را دارم؟ (بعضی وقت ها ترسیدن، نهایت شجاعت است!)
  5. چه چیز هایی را حاضرم برای رسیدن به این هدف قربانی کنم؟
  6. در این مسیر از خودم چه انتظاری دارم؟
  7. از این کار به چه چیزی می خواهم برسم؟ چه هدفی را دنبال می کنم؟

از این جا به بعد شما خوانندگان محترم به دو دسته تقسیم می شوید.

  1. دسته اول آن هایی که جوابشان به تمام سوالات بالا مثبت بود و کم آ بیش می دانند که هدف و غایت نهایی شان از سخنران شدن چیست و با وجود آگاهی از مصائب و سختی های این راه، برگزیده اند که پای از دایره امن زندگی خویش بیرون نهند و وارد ورطه سخنرانی شوند.
  2. و اما دسته دوم؛ آن هایی که به این نتیجه رسیده اند که ما را برای این کار نساخته اند. ما تحمل این همه درد و رنج و بیگاری را نداریم. عطایش را به لقایش بخشیدیم!

به هر دو گروه تبریک می گویم.

اگر جرو گروه دوم هستید به شما تبریک می گویم که قبل از آن که در این مسیر هزینه مالی و زمانی بسیاری انجام دهید، به این مهم آگاهی یافتید که این پیشه مناسب شما نیست.

و اگر جزو گروه اول هستید باز هم به شما تبریک می گویم که یه جمع سخنرانان کشور عزیزمان و پس از آن سخنرانان جهان پیوستید.

پِشکِل فِنیسم

متاسفانه در جامعه امروزی ما چیزی که به وفور دیده می شود تفکر صفر یا صدی است؛ یعنی همه انتظار دارند که مثلا این کتاب یا به طور کامل به دردشان بخورد و یا اصلا به دردشان نخورد! در حالی که درستش این است که قطعا بخش هایی از این کتاب به من کمک خواهد کرد و بخش هایی از آن نه!  پس با این دید به مطالب آن بنگرید که:

فارغ از اینکه من جزو کدام دسته ام، این کتاب به من کمک می کند تا شخص بهتری در زندگی ام باشم.

شیوه پیشنهادی من، یه عنوان نویسنده این کتاب و صد البته یک سخنران، برای مطالعه این کتاب این هست که یک بار تمام کتاب را یه طور کامل مطالعه نمایید و سپس به سراغ تمرین ها بروید. اگر “سخنران بعد از این” هستید با جدیت تمام به انجام تک تک تمرین ها که با عنوان ” پیرایش رفتار” آمده اند، اهتمام ورزید و اگر فقط دوستدار سخنرانی هستید، کتاب را تورقی زده و یکی از تمرین ها را انتخاب کنید و انجام دهید.

مزایای سخنرانی

از بدی ها و مشکلات سخنرانی گفتیم، حال بگذارید از خوبی هایش بگوییم.

  • اولین و مهمترین مزیت آن این است که به شخصی بهتر، موثر تر و‌ تاثیر گذار تر تبدیل می شوید که همه دوستدار شما هستند و از شما کمک می گیرند و خواهان کمک و مشارکت با شما هستند.
  • از لحاظ مالی به امنیت و استقلال مالی می رسید و دیگر دغدغه پول را نخواهید داشت.
  • شهرت بسیار کسب می کنید.
  • در برنامه های رادیویی و تلویزیونی از شما به عنوان کارشناس دعوت به عمل می آید.
  • مردم به صحبت ها و نظرات شما احترام می گذارند.
  • به برنامه ها و سمینار های مختلف دعوت می شوید.
  • و…

به عنوان سخن پایانی این فصل، می خواهم کمی امیدوار تان کنم! یاد تان باشد که مهارت با تمرین و تکرار مداوم و منظم شکل می گیرد؛ پس نگران نباشید، تمام این سختی ها و مهارت ها را باید در طول زمان، به آرامی و پله پله فرا بگیرید.