مهارت های ارتباطی درون فردی
بهبود شخصی
رشد و پیشرفت شخصی

رسالت زندگی

هدفگذاری

 

کامل گرایی چیست ؟

کامل گرایی را کنار بگذاریم :

دوست خوبم سلام ،

حتما برای شما هم پیش آمده که مدت ها به کاری دست نزده اید

و وقتی سراغ آن رفته اید که دیگر رقبا از شما بهتر شده بودند

در حالی که کار شما ارزش بهترین ها را داشت.

قبل از هر چیز بیایم بررسی کنیم که نام این مشکل چیست

و تعریف دقیق تری از آن داشته باشیم

و بعد با کمک ایده ها به حل این مشکل بپردازیم.

کمال گرایی یا کامل گرایی :

بهتر است به جای واژه کمال گرا از واژه کامل گرا استفاده کنیم.

چون کمال گرا از کمال می آید و به معنای گرایش به کمال یا بهتر است

بگوییم رشد می باشد اما در معنای روانشناسی این واژه کمال گرا کسی است

که می خواهد همه چیز کامل و بدون نقص باشد و گرچه کمال گرایی خوب است

و باعث رشد و پیشرفت می شود. کامل گرایی هم برای شخصی که به آن دچار است

و هم برای دیگرانی که به آن شخص در ارتباط هستند آزار دهنده است.

دقیقا کامل گرایی به چه معناست؟

وقتی ما کامل گرا باشیم به تفکر صفر یا صدی معتقدیم یعنی باور داریم

که یا هرچیزی باید کامل باشد یا اصلا وجود نداشته باشد

و چون این که همیشه همه چیز کامل و بدون نقص باشد ممکن نیست

بنابراین اکثرا با وجود استعداد ها و توانایی های فراوان کمتر دست به عمل می زنیم

یا آنقدر دیر این کار را می کنیم که احتمالا تا زمانی که کار را کامل و بدون نقص انجام دهیم

فردی قبل از ما کار را به اتمام رسانده و بنابراین کار ما به دلیل دیر به ثمر رسیدن اکثرا دیده نمی شود.

در واقع کمال گرا ها نوعی وسواس فکری دارند.

آیا کمال گرا ها در همه چیز دچار کمال گرایی و وسواس فکری هستند؟

کمال گرا ها در همه جنبه های زندگی دچار کمال گرایی نیستند.

ممکن است من یا شما هم تنها در بعضی کار های خود دچار وسواس فکری باشیم

و بخواهیم آن کار تمام و کمال انجام شود نه همه ی آن ها.

اهمال کاری بدلیل کمال گرایی :

خیلی از ما به دلیل اینکه می خواهیم کاری به نحو احسنت انجام شود

دچار کمال گرایی می شویم و چون می خواهیم همه چیز درست پیش برود

مسئولیت انجام همه ی بخش های آن کار را خود به تنهایی به عهده می گیریم

این مساله باعث می شود نتوانیم به دیگران اعتماد کنیم چون مطمئن نیستیم

که کار را به خوبی ما انجام می دهند. و چون حجم کاری بالا می رود

و لیست کار هایمان طولانی می شود. از حتی فکر کردن به انجام آن کار به تنهایی خسته می شویم

و بنابراین در مورد آن بسیار اهمال کاری یا تنبلی می کنیم.

 

کمال گرایی ناشی از چیست؟

 

متاسفانه کمال گرایی ناشی از احساس کمبود ماست.

چون ما خودمان را همان طور که هستیم قبول نداریم

و شاید تا حدی دچار خجولی هم باشیم.

بنابراین سعی می کنیم کمبود خود را با معرفی یک فرد کامل بدون نقص

و خارق العاده جبران کنیم تا کسی متوجه نقص ما نشود.

کمک من می خواهم از کمال گرایی بیرون بیایم !

رهایی از کمال گرایی بسیار ساده است.

در این جا روش هایی را که ما را از کمال گرایی

نجات می دهد بیان می کنیم.

  • به صورت گروهی کار کنیم .
  • سعی کنیم فقط کمی بهتر از متوسط باشیم.
  • باور کنیم که هر انسانی فقط در چند حیطه خاص می تواند بهترین باشد.
  • فقط ده درصد از نفر اول بهتر باشیم.

چه ده درصد بهتر باشیم چه صد در صد بهتر در هر صورت اول هستیم پس چرا تلاش اضافه می کنیم.

برخی دیگر از راه های غلبه بر کمال گرایی:

  • به کارهای افراد موفقی که کمال گرا نیستند توجه کنیم.
  • برای انجام کار ها مهلت تعیین کنیم.
  • چیزی را که خیلی دوست داریم به یک دوست بدهیم آن چیز می تواند طلا ، کتاب مورد علاقه تان ، پول یا حتی گرو گذاشتن کارت ملی مان باشد و به او بگوییم اگر تا فلان تاریخ مشخص کارم را به اتمام رساندم آن را به ما پس دهد در غیر ان صورت می تواند آن وسیله را برای خود بردارد. یا اگر کارت ملی مان در دست اوست می تواند در ازای پس دادنش از ما مبلغی پول بگیرد. فقط مراقب باشیم گیر افراد نادرستی نیافتیم. دوستمان باید امانت دار خوبی باشد.
  • خیلی ساده از خود بپرسیم آیا این همه بهتر بودن و عالی بودن در این کار ضرورت دارد؟

نیازی نیست برای نوشتن یک پیامک ساده به دوستمان چهار ساعت وقت بگذاریم.

و دائم با خود فکر کنیم آیا منظورم را کامل رساندم…

می توانیم خیلی ساده برایش فایل صوتی ضبط کنیم

که مفهوم را هم ساده تر رسانده باشیم و اینقدر وسواس نگیریم .

تمرین:

همین الان لیست ۵ مورد از مواردی که در آن کامل گرایی می کنید بنویسید.

و راه های مقابله با آن را جلوی آن بنویسید.

 

کتاب رایگان بترس و صحبت کن

 

                هدیه ما

 کتاب رایگان بترس و صحبت کن

 

 

برای دانلود احتراما این فرم را پر کنید.

بترس و صحبت کن

  • در صورتی که آدرس ایمیل شما اشتباه در سیستم ما ثبت شود از این طریق می توانیم پیگیری نماییم.
  • این فیلد برای اعتبار سنجی است و باید بدون تغییر باقی بماند .

 

 

راستی در مقاله ی اهمال کاری راهکار های فوق العاده ای

برای شما ارائه داده ایم.

پیشنهاد می کنم نگاهی به این تکنیک ها بیندازید.

                    مقاله اهمال کاری

 

 احترامات قلبی احترامات قلبی ما را صمیمانه پذیرا باشید.

حقوق انسانی من

حقوق انسانی من

همه ما باید به حقوق انسانی خود آگاه باشیم

و سعی کنیم همیشه آن ها را به یاد بیاوریم

تا بتوانیم زندگی بهتری را برای خود رمق بزنیم.

وقتی ما این حقوق را بدانیم کمتر به اختلاف با دیگران دچار می شویم

و سعی می کنیم کمتر خود را مورد سرزنش قرار دهیم. 

یکی از مهم ترین مسائل این است که ما در برابر هر حقی وظیفه ای به عهده داریم.

بنابراین هرگاه در مورد مسئله ای در زندگی حق را به خودمان دادیم

باید به خاطر داشته باشیم که متقابلا باید کاری در برابر آن انجام دهیم.

در اینجا به برخی از مهم ترین وظایف خود در این باره می پردازیم.

۱٫ اولین حقوق انسانی من :

من حق دارم به عنوان انسانی برابر مورد احترام قرار بگیرم .

همه ی ما انسان ها سیاه یا سفید، مسلمان یا غیر مسلمان

و از هر مذهب و اهل هر کشوری با هر نژادی باشیم

حق داریم به عنوان انسانی برابر مورد احترام قرار بگیریم.

و البته در مقابل وظیفه داریم :

به همه ی انسان ها از هر قوم و نژاد و آیینی احترام بگذاریم

و به خاطر این تفاوت ها برای آن ها تبعیض قائل نشویم.

۲٫ دومین حقوق انسانی من :

من حق دارم نیاز هایم را در اولویت قرار دهم، بدون ایجاد زحمت برای دیگران.

متاسفانه ما در جامعه ای بزرگ شدیم که انقدر به ما گفته اند

که آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

که ما تصور می کنیم این جمله بدان معنی است

که هر چه را می خواهیم اول باید دیگران از آن برخوردار شوند.

بنابراین دیگران و خواسته هایشان را نادیده می گیریم

و آن ها را در اولویت قرار می دهیم.

در حالی که مفهوم این جمله اشتباه بر داشت شده است.

ما حق داریم نیاز های خود را در اولویت قرار دهیم

و برای نیازهای خود ارزش بیشتری قائل شویم

اما تنها در صورتی که در اولویت قرار دادن نیاز های ما باعث ایجاد زحمت نشود

و مزاحمت برای دیگران ایجاد نکند.

یادمان باشد این حق در صورتی درست است

که بخش دوم آن رعایت شود.

البته در مقابل وظیفه داریم :

که اجازه دهیم دیگران هم نیازهای خود را در اولویت قرار دهند

بدون اینکه زندگی ما را مختل کنند.

۳٫ سومین حقوق انسانی من:

من حق دارم احساسات، افکار و عقاید خود را داشته باشم و آن ها را ابراز کنم.

من به عنوام یک انسان حق دارم عقاید و احساسات متفاوتی داشته باشم

و آن ها را ابراز کنم و دلیلی ندارد که به خاطر تفاوت عقایدم با دیگران

خود را سرزنش کنم یا از ابراز آن خجالت بکشم.

در مقابل وظیفه دارم:

به دیگران اجازه بدهم افکار، عقاید و احساسات خود را داشته باشند و آن را ابراز کنند.

۴٫ چهارمین حقوق انسانی من:

من حق دارم تجربه کنم و البته مسئولیت هایش را هم خواهم پذیرفت.

من به عنوان یک انسان حق دارم خودم انتخاب کنم

و می دانم که هر انتخابی مشکلات خودش را دارد

و انتخاب هایم را تجربه می کنم

و مسئولیت انتخاب های خود را هم به عهده خواهم گرفت.

و بابات این مسئله کسی را هم مقصر نمی دانم

و نباید فرد دیگری را در این مورد سرزنش کنم.

و البته در مقابل وظیفه دارم :

به دیگران اجازه دهم تجربه کنند و انتخاب های خودشان را داشته باشند

و البته که مسیولیت های انتخاب خود را هم خواهند پذیرفت

و نمی توانند بابت این قضیه کسی را مقصر بدانند یا سرزنش کنند.

۵٫ پنجمین حقوق انسانی من:

من حق دارم انتخب هایم را داشته باشم بدون توضیح به دیگران

من به عنوان یک انسان حق دارم انتخاب های خود را داشته باشم

و نیازی ندارم بابت انتخاب هایم به کسی توضیح دهم.

در مقابل وظیفه دارم :

اجازه دهم دیگران هم انتخاب های خودشان را داشته باشند

بدون اینکه نیاز باشد به دیگران توضیح دهند.

۶٫ ششمین حقوق انسانی من:

من حق دارم خودم باشم بدون نیاز به تایید دیگران.

من به عنوان یک انسان حق دارم شخصیت واقعی خودم را داشته باشم

و منحصر به فرد هستم و کسی نمی تواند به این دلیل

که با او متفاوت هستم مرا سرزنش کند.

در مقابل وظیفه دارم:

به دیگران اجازه دهم خود واقعی شان باشند

حتی اگر ما شخصیت آن ها باب میل ما و مورد تایید ما نباشد.

 

سبک زندگی

متاسفانه سبک زندگی نامناسب و غیر سالمی که اکثراً در زندگی خود در پیش گرفته ایم،

باعث آسیب رسیدن به قسمت های مختلف بدن، از جمله تارهای صوتی و خرابی صدا می گردد.

علاوه بر این، نداشتن تمرینات بدنی منظم (ورزش) و مصرف غذا های ناسالم

باعث بهم ریختن سیستم سوخت و ساز طبیعی بدن و درنتیجه آن

کاهش انرژی بدن می شود که به نوبه خود روی زیبا و تاثیر گذار بودن صدا،‌ قدرت عضلانی،

اعتماد به نفس،‌ شور، اشتیاق و سرزندگی و …اثر منفی می گذارد.

از سوی دیگر، نرسیدن مواد مغذی به مغز باعث مواجه شدن ‌ذهن با بحران کمبود انرژی می گردد

که این نیز قدرت تفکر، پیدا کردن کلمات مناسب، کنار هم چیدن کلمات

برای ساخت جمله های با معنی، بیان جملات، استدلال برای اتصال جملات مرتبط به یکدیگر

و در نهایت نتیجه گیری از صحبت های به میان آمده را مختل می سازد.

متاسفانه مبحث سبک زندگی بسیار گسترده است و پرداختن بیش از این به آن در اینجا نمی گنجد؛

اگر شما هم همچو من دوستار سلامت خود هستید،‌

پیشنهاد می کنم که حتما کتاب الکترونیکی «برنامه سبک زندگی سالم من در قرن ۲۱» را تهیه نمایید.

#تمرین برای سبک زندگی بهتر

  • هر روز صبح بعد از بیدار شدن از خواب به مدت ۱۵ دقیقه تمرینات نرمشی و کششی انجام دهید تا خون در بدنتان جریان بیابد.
  • در یک باشگاه، ورزشی که مطابق میلتان است، ثبت نام کنید و حداقل ۳ روز در هفته به مدت ۹۰ دقیقه فعالیت شدید ورزشی داشته باشید تا متابولیسم (سیستم سوخت و ساز) بدنتان تنظیم شود.
  • به جای آب یخ از آب ولرم برای آشامیدن استفاده کنید؛ چرا که آب یخ نه تنها تشنگی را برطرف نمی کند، بلکه به تار های صوتی نیز آسیب وارد می کند.
  • اگر احیانا، خدایی ناکرده، به سیگار، الکل یا مواد مخدر اعتیاد دارید؛ لطفا همین الان قاطعانه تصمیم بگیرید که برای همیشه کنار بگذاریدش و یا میزان مصرف آن را به حداقل برسانید.
  • تمرینات یوگا و مدیتیشن را به طور مرتب پیگیری نمایید تا ذهنتان ساختارمند شود و آرامش ذهنی بیشتری بیابید.
  • حداقل روزی ۲ مرتبه تمرین تنفس شکمی را انجام دهید؛ به بهتر حرف زدنتان کمک می کند. چرا که به مرور زمان دیگر در صحبت کردن نفس کم می آورید؛ از طرف دیگر به متابولیسم بدن و بالا رفتن میزان انرژی تان نیز کمک می کند.

هر انسانی برای این که در حرفه ی خود موفق شود،

ابتدا باید سبک زندگی سالمی داشته باشد.

این کار را می توانیم با کنار گذاشتن اهمال کاری انجام دهیم .

اگر شما هم اهمال کار هستید و کار ها را به تعویق می اندازید،

این مقاله فوق العاده را که پر از راهکار های گوناگون است، از دست ندهید.

http://seyedamirhosseinmirabolghasemi.com/lazy/

راهکار های غلبه بر تنبلی،چگونه تنبلی را درمان کنیم

تنبلی چیست ؟ چگونه تنبلی را درمان کنیم؟ راهکار های غلبه بر تنبلی چیست ؟ 

 

 

شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید ما بالاخره در یک چیز در جهان توانستیم جز رده های بالا قرار بگیریم و آن هم تنبلی است .

طبق امار جهانی ایران پس از اعراب و آفریقا سومین کشور تنبل جهان است .

بیاییم اول با هم بررسی کنیم که تنبلی واقعا چیست ؟

تنبلی یعنی این که با وحود برخورداری از توانایی بالا ، به انجام فعالیت و یا تلاش کردن برای کار ها تمایلی نداشته باشیم .

ما قبل از هر چیز باید بدانیم چرا تنبلی بوجود می آید.

یک داستان

اجازه بدهید در اینجا مثالی برایتان بیاوریم.

فرض کنید فردی دچار کمر درد شده است و برای درمان آن به دکتر می رود.

دکتر بلافاصله تشخیص می دهد که فرد دیسک کمر دارد و باید سریعا تحت عمل جراحی قرار گیرد.

حال فرض کنیم که جراحی صورت گرفت .

اما پس از چند ماه کمر درد فرد دوباره شروع شود.

دکتر علت را جویا می شود و متوجه می شود که کار آن فرد هست که باعث آسیب به کمرش می شود.

پس از آن شخص می خواهد کارش را تغییر دهد. آن فرد شغلش را عوض می کند و بدون عمل جراحی دوباره و بدون کمر درد زندگی خود را از سر می گیرد.

آیا کمردرد آن فرد برای همیشه خوب می شود؟

خیر. باید دائما مراقب باشد و کاری نکند که به سلامت کمرش آسیب برسد.

آیا اگر آن فرد جراحی نمی کرد باز هم ممکن بود بتواند بدون عمل جراحی به زندگی خود ادامه دهد؟

بله بدون جراحی هم می توانست به شرط اینکه علت و ریشه این مشکل را می دانست.

اگر سعی می کرد چیزی را که باعث این مشکل شده است تغییر دهد، قطعا بدون جراحی مشکلش حل می شد.

و اما تنبلی ….

در مورد تنبلی هم همین طور است، در واقع وقتی ما بدانیم ریشه و علت تنبلی چیست؟

و ریشه آن و هر چیزی باعث ایجادش می شود، از بین ببریم دیگر نیاز نداریم هر بار نگران بازگشت تنبلی باشیم.

چون نیازی نیست که هربار تنبلی را جراحی کنیم.

شاید یک بار جراحی کافی باشد.

پس بیاییم ببینیم چه چیزی باعث شده است کمر تنبلی مان درد بگیرد:

  1. نداشتن اولویت در زندگی
  2. حس لذت جویی
  3. لجبازی
  4. خود فریبی
  5. فرار از قبول مسئولیت

این کار ها چه نتایجی را شامل می شود ؟

  1. فرار از فعالیت های ناخوشایند
  2. ایجاد حس موقت آرامش
  3. حفظ وضعیت خوب موجود
  4. سرزنش دیگران برای فرار از مسئولیت
  5. اجتناب از انجام کار
  6. در آرزوی خود به خود اتفاق افتادن کار ها
  7. جلب احساس دلسوزی و ترحم دیگران
  8. فرار از موفقیت و مسئولیت

 

قانون اصلی تنبلی : 

اگر من به وسیله ای احتیاج داشته باشم و آن وسیله از من دور باشد،

دیگر به آن وسیله نیازی ندارم.

معمولا ما زمانی که تنبلی می کنیم ،

بهانه های مشخصی می آوریم.

تعدادی از این بهانه ها در اینجا لیست شده اند.

  1. دوست ندارم این کار را انجام دهم.
  2. حالا حوصله ندارم انجام بدم.
  3. سرم درد می کند.
  4.  فعلا سرم شلوغ است.
  5. هنوز فرصت دارم .
  6. اگر دیر تر انجام دهم اتفاقی نمی افتد.
  7. امروز خیلی دیر شده .
  8. خیلی سخت است.
  9. یه کم غذا می خورم بعد شروع می کنم.
  10. تلویزیون برنامه جالبی دارد.
  11. تا خواستم شروع کنم تلفن زنگ خورد.
  12. نمی دانم از کجا شروع کنم.

حالا که دلایل تنبلی را متوجه شدیم.

و بهانه ها را هم گفتیم و به نوعی دست مان رو شد.

وقت آن هست که به دنبال ایده ها و راهکار هایی برای درمان بیفتیم.

راهکار هایی برای درمان تنبلی:

راهکار شماره ۱ :

حتما برای شما هم پیش آمده که اتفاقی کوچک را آنقدر نادیده گرفته ایم که تبدیل به یک مشکل شده است.

مثلا اگر تنها کمی گلو درد داشتیم و به آن توجه نکردیم، بعد مدتی نادیده گرفتن،

تبدیل به یک آنفولانزایی شده است که ما را یک هفته از پا انداخته است.

کارهای کوچک زیادی هستند که بر اثر تنبلی و اهمال کاری تبدیل به مشکلات بزرگی می شوند.

و تا مدت ها ما را درگیر حل مشکلی می کنند که

به دلیل تنها یک غفلت ساده بوجود آمده بود.

برای این که مشکلات این چنینی بوجود نیاید یکی از راه حل ها این است که

از خودمان دائما این سوال ها را بپرسیم :

  • اگر من این موضوع را نادیده بگیرم بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست ؟
  • اگر در انجام این کار تنبلی کنم و آن را نادیده بگیرم چه تاثیری بر دوستان و اطرافیانم خواهد گذاشت؟
  • کارهای دیگری که اهمیت چندانی ندارند و می توانم آن ها را به تعویق بندازم تا به این مساله مهم تر رسیدگی کنم کدام اند.
  • امروز چه کارهای ساده ای می توانم انجام دهم که این مشکل حل شود؟
  • اگر این مساله یک مشکل حیاتی نیست و امروز برای حل آن یا انجام آن وقت ندارم ، سریع ترین زمانی که می توانم به آن بپردازم کی هست؟

راهکار ۲ : یک برنامه ریزی پنج تا ده دقیقه روزانه

در روز پنج تا ده دقیقه برای برنامه ریزی وقت بگذارید.

این سوالات را در زمان برنامه ریزی از خود بپرسید:

  • در چه قرار ملاقات ها و جلساتی هست که باید سر ساعت در محل مشخصی حاضر شوم؟
  • آیا ایمیل ضروری دارم که باید سریع آن را ارسال کنم؟
  • چه کارهایی رو که برای امروز برنامه ریزی کردم می توانم امروز به پایان برسانم ؟
  • سخت ترین و وچالشی ترین کاری که دارم چیست؟
  • آیا هیچ فعالیت یا قراری هست که بیشتر از آن چیزی که انتظارش را دارم انجامش طول بکشد؟
  • اگر این کار به زمان دیگری منتقل شود چقدر برنامه مرا تغییر می دهد؟

این سوالات به ما کمک می کنند مهم ترین کارهای روز مان را به طور دقیق بشناسیم و بر اساس آن عمل کنیم.

راهکار ۳ : روی ۳ تا از کارهایی که باید انجام دهی تمرکز کن.

انتخاب این سه کار باید این گونه باشد.

دو مورد بسیار اضطراری که مهلت انجام آن زود به سر می رسد .

یکی دیگر از این کار ها باید بخشی از یک کار طولانی تر شما باشد.

مثلا اگر ما یک نویسنده هستیم و باید هر روز بنویسیم،

دو کاری ضروری امروز را انتخاب می کنیم و مثلا سی دقیقه از زمان روزم را به نوشتن اختصاص می دهم.

و آن ها را در ابتدای صبح انجام می دهم.

راهکار ۴ : قورباغه ات را اول صبح نخور!

یکی از دلایلی که ما بسیار اهمال کاری می کنیم و کار ها را عقب می اندازیم همین است.

ما فکر می کنیم که چون کار سخت بزرگی قرار است انجام دهیم، حتی از فکر کردن به انجام آن نیز خسته می شویم.

بنابراین ترجیح می دهیم این کار وحشتناک را اصلا انجام ندهیم.

برایان تریسی معتقد است اگر بزرگترین کار روز را اول صبح انجام بدهی،

از ای کار انگیزه و اعتمادبنفس می گیری و

کارهای ساده ترت را راحت تر انجام میدهی.

اما ما با این روش مخالفیم.

چون ما ایرانی هستیم و خوب می دانیم که سوم جهان بودن در تنبلی

خود دلیل محکمی بر این است که این قانون برای ما دیگر کار نمی کند.

در عوض سعی کنیم همان کار بزرگ را به قسمت های کوچکتر تقسیم کنیم

و هر بخش آن را در بازه های زمانی مختلف انجام دهیم.

کمی جلوتر در مورد چگونگی انجام این کار توضیح خواهیم داد.

راهکار ۵ : از ماتریکس آیزنهاور استفاده کنیم تا بتوانیم تصمیم های آنی بگیریم.

انجام کارهای کوچک ولی ضروری متفاوت می تواند کمی گیج کننده باشد.

ماتریکس آیزنهاور به ما کمک می کند بتوانیم همه این مسائل را دسته بندی کنیم و به موقع انجام دهیم.

ماتریکس آیزنهاور فعالیت های ما را بر اساس اولویت دسته بندی می کند.

بر این اساس که کدام کار ها از فوریت و اهمیت بالاتری برخوردار هستند.

این ماتریکس شامل چهار بخش می باشد که

هر بخش یک روش و شیوه ی خاص خود را برای دسته بندی دارد.

این ماتریکس فعالیت هایی را هم که ما باید از زندگی مان حذف کنیم مشخص می کند.

راهکار ۶ : از قانون دو دقیقه تبعیت کن.

سریعا کارهای فوری را انجام بده.

کارهایی که در مدت زمان بسیار کم مثلا دو دقیقه انجام میشود زودتر انجام دهیم.

کارهایی مثل :

شستن یک یا دو عدد ظرف بعد غذا ،

به دنبال یک شماره تلفن گشتن،

یک ایمیل فرستادن،

آویزان کردن لباس هایتان بعد از رسیدن به خانه

این قانون پیشنهادی دیوید الن با نام قانون دو دقیقه بسیار کاربردی است

و به کمک آن می توان کارهای کوچک زیادی را انجام داد و از اهمال کاری نجات یافت.

از این به بعد هرگاه به انجام کاری فکر می کردید ،

اول از خود بپرسید : انجام این کار چقدر طول می کشد؟

اگر فقط یک یا دو دقیقه طول می کشد بلافاصله آن را انجام دهید و

دیگر آن را در لیست کارهایی که باید انجام دهید، ننویسید.

راهکار ۷ : کارهایمان را نصف کنیم.

بعضی کار ها هستند که آنقدر انجام دادنشان سخت بنظر می رسد که

برای انجام دادنش هیچ انگیزه ای نداریم.

برای این که انجام این کارها کمی لذت بخش شود به این شیوه عمل می کنیم:

فرض کنیم می خواهیم به مدت ۳۰ دقیقه ورزش کنیم.

هفته اول همه چیز درست پیش می رود.

به باشگاه می رویم.

چند کلاس شرکت می کنیم.

یک روز مدیرتان از شما می خواهد که برای اضافه کاری بمانید

و شما ناچار می شوید، کلاس آن روزتان را غیبت کنید.

به خودتان می گویید باشه فردا انجامش می دهم.

اما در دل تردید دارید که بتوانید به این تعهد خود پایبند باشید.

در چند هفته آینده هم این الگو ادامه پیدا می کند.

شما به دلایل مختلفی غیبت می کنید و به کلاس های ورزشی تان نمی روید:

فرزندتان آنفولانزا می گیرد.

لباس های ورزشی تان را آماده نکرده اید.

برف مده و هوا سرد شده.

و یک روز متوجه می شوید

که انجام این برنامه سی دقیقه ای تبدیل به یک کار غیر ممکن تبدیل شده است.

در چنین مواقعی قانون تقسیم عادت به شما کمک بسیاری می کند

که هدفی را انتخاب کنید که انجام آن کار آسانی باشد و

ادامه انجام آن هم به همان سادگی باشد.

پس کارتان را به بخش های کوچک ساده تقسیم کنید.

مثلا :

قرار است یک کتاب ۵۰ صفحه ای بنویسید، روزی ۵ خط آن را بنویسید.

می خواهید پول بیشتری در آورید، هدفی تعیین کنید که روزی به یک مدیر یا موسسه جدید تماس بگیرید.

می خواهید نمره بالاتری در درس هایتان بگیرید، هدفی تعیین کنید که روزی ۵ دقیقه یادداشت هایتان را مرور کنید.

می خواهید مواد مغذی بیشتری دریافت کنید، هدفی تعیین کنید که روزی یک ظرف کوچک سالاد بخورید.

راهکار ۸: از عادت های فیلی برای پروژه های خود استفاده کنیم.

حتما این مثل را شنیده اید که

روزی از فردی پرسیدند: یک فیل را چگونه می توان خورد.

شخص در پاسخ گفت: هر بار یک گاز می زنم.

این کاری است که باید با پروژه های خود بکنید.

در واقع هرگاه با یک پروژه ی بزرگ و پیچیده سر و کار داشتید،

تنها کاری باید بکنید این است که آن را خرد خرد انجام دهید.

بیشتر افراد این کار را نمی کنند

و وقتی با یک پروزه بزرگ مواجه می شوند، سریع نا امید می شوند

و به تنبلی و اهمال کاری روی می برند و سعی می کنند از آن فرار کنند.

این راهکار برای این است که مقاومت شما را کم کند تا بتوانید کار بزرگی را انجام دهیم.

هدف این قانون این است که کاری کند

تا کار ها را به بخش های ساده و پروژه های مقرون به صرفه ی ۵ تا ۱۵ دقیقه ای تبدیل کند.

ما می توانیم خیلی کار ها را به این شیوه انجام دهیم.

بعضی از این کار ها عبارتند از :

اسباب کشی کردن

مرتبو سامان دهی برگه های کاعذی دفتر کار یا منزل

خواندن کتاب های دشوار و قطور

با وقت دهی ۵ تا ۱۵ دقیقه ای به کار ا به نتایج فوق العاده ای

برای رهایی از مقاومت در برابر انجام کار ها و نجات از تنبلی دست می یابیم.

وقتی به خودمان می گوییم که انجام کاری فقط ۵ تا ۱۵ دقیقه طول می کشد،

برای مان راحت تر هست که خودمان را قانع کنیم تا آن کار را انجام دهیم.

راهکار ۹ : تکنیک پومودورو

این تکنیک یک تکنیک فوق العاده برای انجام کارها و درمان تنبلی است.

به دلیل اینکه ما نمی توانیم مدت زمان زیادی روی یک مساله تمرکز کنیم.

این تکنیک کاملا به ما کمک می کند بتوانیم بر اهمال کاری خود غلبه کنیم و

دیگر کار ها را به تعویق نیندازیم.

و اما مراحل اجرایی کردن تکنیک پومودورو :

یک فعالیت را انتخاب می کنیم.

از یک زمان سنج یا تایمر استفاده می کنیم و آن را روی ۲۵ دقیقه تنظیم می کنیم.

به مدت ۲۵ دقیقه بدون وقفه و با تمرکز کامل کار می کنیم.

۵ دقیقه به خودمان استراحتی می دهیم : راه می رویم و از جای خود بلند می شویم.

به مدت ۲۵ دقیقه ی دیگر بدون وقفه و با تمرکز کار می کنیم.

و بعد هر ۴ بار انجام این چرخه زمانی به مدت ۱۵ تا ۳۰ دقیقه استراحت می کنیم.

تکنیک پومودورو ذهن شما را متمرکز و پر از انرژی می کند.

اگر به این تکنیک علاقمند شده باشید، شاید دوست داشته باشید

با نرم افزار های مرتبط آن آشنا شوید.

  1. teamviz ( مخصوص کامپیوتزر و موبایل )
  2. orange time management ( مخصوص ipad و iphone )
  3. pomodoro time ( مخصوص ویندوز )
  4. pomodoro ( مخصوص mac )
  5. pomodoro  (مخصوص اندروید )

راهکار ۱۰:

یکی از اصلی ترین علت هایی که ما در غلبه بر تنبلی شکست می خوریم

این است که از انجام کارهای سخت و مشکل دوری می کنیم.

گاهی حتی فکر کردن به این کار ها برای ما بسیار سخت و زحمت آفرین می شود.

اکثر ما یک زندگی ساکن و بی تحرک را انتخاب کرده ایم.

چون ورزش کردن تلاش زیادی را می طلبد.

و راحت ترین کار این است که پشت میز بنشینیم یا

روی کاناپه لم دهیم.

بنابراین ورزش برای ما یک شکنجه به حساب نمی آید .

فقط تلاش زیادی را می خواهد و کمی انگیزه که این ناخوشی را تجربه کنیم.

ما همین حس را زمانی که می خواهیم عادت غذایی خود را تغییر دهیم داریم.

یا وقتی که می خواهیم غذای سالم تر بخوریم و فست فود را کنار بگذاریم.

این نوع ناراحتی در واقع چیز بدی نیست فقط زندگی روزمره و ساکن ما را کمی به هم می زند.

برای اینکه کاری کنیم تا بتوانیم به خودمان انگیزه دهیم ، باید از فرمول زیر استفاده کنیم.

  1. یک کار آسان را انتخاب کنیم.
  2. فقط مقداری از آن کار را انجام دهیم. مثلا ۳۰ دقیقه از آن کار را انجام دهیم.
  3. کم کم خود را از منطقه امن خود بیرون بکشیم. سعی کنیم کم کم به این کار عادت کنیم.
  4. به ناراحتی هایی که بر اثر انجام آن کا برای ما پیش می آید فکر کنیم. به افکار منفی و سرزنش کردن خودمان.
  5. لبخند بزنیم. با این کار لحظات ناخوشایند برای ما تبدیل به لحشات خوبی می شود. سعی کنیم از کاری که انجام می دهیم لذت ببریم.

راکار ۱۱ : موانع پنهان را با عادت های آگاهانه از بین ببریم.

یکی از دلایل این که ما اهمال کاری می کنیم این است

که ما به کارهایی که انجام می دهیم، آگاه نیستیم.

در اینجا برخی از راهکار هایی را که لئو بابوتا پیشنهاد کرده است بررسی می کنیم :

  1. از یک یادآور یا reminder  استفاده کنیم.

این یاداور می تواند یک یادداشت کوچک باشد که ان را جلوی چشم خود قرار می دهیم.

مخصوصا در نزدیکی محلی که معمولا تنبلی می کنیم. مثلا کنار تخت.

 

 

کامل گرایی چیست ؟

 

دوست خوبم سلام ،

حتما برای شما هم پیش آمده که مدت ها به کاری دست نزده اید و وقتی سراغ آن رفته اید که دیگر رقبا از شما بهتر شده بودند در حالی که کار شما ارزش بهترین ها را داشت. قبل از هر چیز بیایم بررسی کنیم که نام این مشکل چیست و تعریف دقیق تری از آن داشته باشیم و بعد با کمک ایده ها به حل این مشکل بپردازیم.

کمال گرایی یا کامل گرایی :

بهتر است به جای واژه کمال گرا از واژه کامل گرا استفاده کنیم. چون کمال گرا از کمال می آید و به معنای گرایش به کمال یا بهتر است بگوییم رشد می باشد اما در معنای روانشناسی این واژه کمال گرا کسی است که می خواهد همه چیز کامل و بدون نقص باشد و گرچه کمال گرایی خوب است و باعث رشد و پیشرفت می شود. کامل گرایی هم برای شخصی که به آن دچار است و هم برای دیگرانی که به آن شخص در ارتباط هستند آزار دهنده است.

وقتی ما کامل گرا باشیم به تفکر صفر یا صدی معتقدیم یعنی باور داریم که یا هرچیزی باید کامل باشد یا اصلا وجود نداشته باشد و چون این که همیشه همه چیز کامل و بدون نقص باشد ممکن نیست بنابراین اکثرا با وجود استعداد ها و توانایی های فراوان کمتر دست به عمل می زنیم یا آنقدر دیر این کار را می کنیم که احتمالا تا زمانی که کار را کامل و بدون نقص انجام دهیم فردی قبل از ما کار را به اتمام رسانده و بنابراین کار ما به دلیل دیر به ثمر رسیدن اکثرا دیده نمی شود.

در واقع کمال گرا ها نوعی وسواس فکری دارند.

آیا کمال گرا ها در همه چیز دچار کمال گرایی و وسواس فکری هستند؟

کمال گرا ها در همه جنبه های زندگی دچار کمال گرایی نیستند. ممکن است من یا شما هم تنها در بعضی کار های خود دچار وسواس فکری باشیم و بخواهیم آن کار تمام و کمال انجام شود نه همه ی آن ها.

اهمال کاری بدلیل کمال گرایی :

خیلی از ما به دلیل اینکه می خواهیم کاری به نحو احسنت انجام شود دچار کمال گرایی می شویم و چون می خواهیم همه چیز درست پیش برود مسئولیت انجام همه ی بخش های آن کار را خود به تنهایی به عهده می گیریم این مساله باعث می شود نتوانیم به دیگران اعتماد کنیم چون مطمئن نیستیم که کار را به خوبی ما انجام می دهند. و چون حجم کاری بالا می رود و لیست کار هایمان طولانی می شود. از حتی فکر کردن به انجام آن کار به تنهایی خسته می شویم و بنابراین در مورد آن بسیار اهمال کاری می کنیم.

کمال گرایی ناشی از چیست؟

متاسفانه کمال گرایی ناشی از احساس کمبود ماست. چون ما خودمان را همان طور که هستیم قبول نداریم و شاید تا حدی دچار خجولی هم باشیم. بنابراین سعی می کنیم کمبود خود را با معرفی یک فرد کامل بدون نقص و خارق العاده جبران کنیم تا کسی متوجه نقص ما نشود.

کمک من می خواهم از کمال گرایی بیرون بیایم !

رهایی از کمال گرایی بسیار ساده است. در این جا روش هایی را که ما را از کمال گرایی نجات می دهد

بیان می کنیم.

  • به صورت گروهی کار کنیم .
  • سعی کنیم فقط کمی بهتر از متوسط باشیم.
  • باور کنیم که هر انسانی فقط در چند حیطه خاص می تواند بهترین باشد.
  • فقط ده درصد از نفر اول بهتر باشیم.

چه ده درصد بهتر باشیم چه صد در صد بهتر در هر صورت اول هستیم پس چرا تلاش اضافه می کنیم.

  • به کارهای افراد موفقی که کمال گرا نیستند توجه کنیم.
  • برای انجام کار ها مهلت تعیین کنیم.
  • چیزی را که خیلی دوست داریم به یک دوست بدهیم آن چیز می تواند طلا ، کتاب مورد علاقه تان ، پول یا حتی گرو گذاشتن کارت ملی مان باشد و به او بگوییم اگر تا فلان تاریخ مشخص کارم را به اتمام رساندم آن را به ما پس دهد در غیر ان صورت می تواند آن وسیله را برای خود بردارد. یا اگر کارت ملی مان در دست اوست می تواند در ازای پس دادنش از ما مبلغی پول بگیرد. فقط مراقب باشیم گیر افراد نادرستی نیافتیم. دوستمان باید امانت دار خوبی باشد.
  • خیلی ساده از خود بپرسیم آیا این همه بهتر بودن و عالی بودن در این کار ضرورت دارد؟

نیازی نیست برای نوشتن یک پیامک ساده به دوستمان چهار ساعت وقت بگذاریم. و دائم با خود فکر کنیم آیا منظورم را کامل رساندم… می توانیم خیلی ساده برایش فایل صوتی ضبط کنیم که مفهوم را هم ساده تر رسانده باشیم و اینقدر وسواس نگیریم .

تمرین:

همین الان لیست ۵ مورد از مواردی که در آن کامل گرایی می کنید بنویسید.

و راه های مقابله با آن را جلوی آن بنویسید.

اعتماد به نفس در سخنرانی

اعتماد به نفس مهمترین جز وجودی شخصیت یک سخنران است. به گونه ای که اگر یک سخنران اعتماد به نفس لازم و کافی نداشته باشد، هرگز قادر نخواهد بود که سخنرانی مناسب و جذابی ارائه دهد. علاوه بر این، اگر شما به عنوان یک سخنران از اعتماد به نفس کافی برخوردار نباشید، حتی اگر جذاب ترین موضوع جهان را هم انتخاب کنید، مخاطب به سخنان شما گوش نمی دهد؛ چرا که احساس می کند شما خودتان بر موضوعی که می خواهید ارائه دهید تسلط لازم را ندارید؛ پس از نظر وی گوش فرا دادن به صحبت های شما چیزی جز وقت تلف کردن نیست!

به عبارت دیگر اگر شما خود را باور نداشته باشید، چگونه انتظار دارید که دیگران شما را باور داشته باشند؟

اما…

چگونه اعتماد به نفس خود را بهبود بخشیده و افزایش دهیم؟

بهترین کار برای بهبود اعتماد به نفس تقلید است. بله درست شنیده اید تقلید!

الگوبرداری

همانطور که خاقانی می فرماید:

توفیق رفیق اهل تصدیق شود                      زندیق در این طریق صدیق شود

گر راز مرا ندانی انکار مکن                          تقلید کن آنقدر که تحقیق شود

یعنی چی؟

یعنی ادای افراد با اعتماد به نفس را در آورید.

ولی برای انجام این تمرین ابتدا باید ویژگی های ظاهری افراد دارای اعتماد به نفس بالا را بدانیم.

  • با قدرت گام بر می دارند؛ شل راه نمی روند، پای خود را به زمین نمی کشند.
  • با سرعتی بیش از سایر افراد حرکت می کنند.
  • به سرعت واکنش نشان داده و عمل می کنند.
  • با صدای بلند صحبت می کنند، می خندند و حتی گاهی فکر می کنند!
  • همواره و در هر شرایطی، چه موفقیت و آسایش و چه شکست و ناراحتی، لبخند به لب دارند.
  • همیشه سر خود را بالا نگاه می دارند و در افق خیره می شوند.
  • از ابراز عقیده خود هراسی ندارند.
  • لباس های مرتب و منظم و شیک به تن می کنند.
  • برای خود وقت می گذارند؛ تفریح می کنند، به مسافرت می روند، کتاب می خوانند،‌ فیلم می بینند، به سینما و تئاتر می روند، با خانواده خود به اندازه کافی وقت می گذرانند و …
  • به علایق خود و دیگران احترام می گذارند.
  • به دنبال تغییر دادن دیگران نیستند؛ بلکه به دنبال بهبود بخشیدن خود هستند.
  • به شکست به چشم یک تجربه ناموفق در مسیر موفقیت می نگرند؛ نه به دید رسیدن به ته خط!
  • رفتاری قاطعانه همراه با حفظ احترام و رعایت انصاف دارند؛ هم با خودشان و هم با سایرین.
  • ….

پیرایش رفتار

شاید رعایت کردن همه این موارد در ابتدا کار راحتی به نظر نرسد؛ به همین دلیل پیشنهاد می کنم که با تند تر از حد معمول راه رفتن در حالی که سر خود را بالا گرفته اید و به خوبی چهره افراد اطراف خود را می بینید، شروع کنید.

 

مورد دیگری که به بالا بردن اعتماد به نفستان کمک شایانی می کند تمرین است؛ بله تمرین!!

‌‌هر چه قدر شما تمرین بیشتری بر روی موضوعی که می خواهید مطرح کنید داشته باشید، تسلط شما بر روی آن موضوع بیشتر می شود و جای تعجب نیست که هر چه تسلط بیشتری بر روی یک موضوع داشته باشید از اعتماد به نفس بالاتری در ارائه آن برخوردار هستید.

به قول آقای بهرام پور:

                                    توانا بود هر که تمرین کند!!!

آخرین مرحله افزایش اعتماد به نفس اجراست؛ یعنی باید آنچه را که تمرین کرده اید و تقلید نموده اید، به مرحله عمل در آورید و بازخورد بگیرید. اما یادتان باشد که با قدم های کوچک شروع کنید؛ یعنی مثلا اگر قرار است در برابر یک جمع چند هراز نفره سخنرانی کنید:

  1. در ابتدا فقط برای ۳ یا ۴ نفر صحبت کنید
  2. سپس به سراغ یک جمع ۲۰ تا ۳۰ نفره بروید
  3. در ادامه برای افراد گرد هم آمده در یک سالن ۲۰۰ تا ۴۰۰ نفره سخن بگویید
  4. در آخر در یک سمینار ۲۰۰۰ نفره به ایراد سخن بپردازید.

خوبی این روش آن است که در مراحل اول کار اگر خراب کنید یا آن طور که انتظار دارید سخن نگویید، پیدا کردن یک جمع ۵ نفره یا حتی ۵۰ نفره دیگر کار نسبتا راحتی خواهد بود و تازه،  با اشکالات ارائه خود و نظر مخاطبین نیز بهتر و بیشتر آشنا می شوید. اگر هم موفقیت آمیز باشد انرژی و انگیزه مضاعف برای ادامه مسیر را در شما ایجاد می کند.

یکی دیگر از خوبی های روش بالا آن است که در دراز مدت با بالا رفتن تعداد این موفقیت های کوچک، عزت نفس شما هم بالا می رود؛ یعنی برای خود ارزش بیشتری قائل می شوید و حس موفقیت در درون شما قدرت می یابد. در نتیجه با اعتماد به نفس بیشتری نه تنها در سخنرانی، بلکه در همه عرصه های زندگی حضور می یابید.

به عبارت دیگر….

آب چشم آخر بخواهد بردنم تا کوی دوست                 قطره قطره جمع گردد عاقبت دریا شود

فیض کاشانی

یا به قول سعدی:

اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی گردد.

 

ادراک چیست؟

با درک کامل ادراک:

  • نگرش شما نسبت به دنیا تغییر می کند.
  • به کسب و کار رویایی خود می رسید.
  • ارتباطات کاریتان بهبود می یابد.
  • ارتباطاتتان با خانواده بهتر می شود.
  • روابط شخصی تان بهبود می یابد.
  • به مدیریت و رهبری بی نظیری می رسید.

ادراک چیست؟

ادراک یعنی برداشت ما از واقعیت بیرونی یعنی از رویداد ها.

در اصل ادراک در زندگی روزمره با همان کلمه برداشت  هم معنی است.

برای اینکه این مساله رو بهتر متوجه بشید بیایید داستان معروف مولانصرالدین و پسرش را به یاد اورید.

 ادراک چگونه بوجود میاد؟

  1. رویداد بیرونی
  2. حواس پنج گانه (بینایی، شنوایی ، بویایی ، چشایی و حس لامسه
  3. فیلتر های ذهنی
  4. دنیای مطلوب
  5. رفتار یا احساس

رویداد بیرونی

 ابتدا ما یک رویدادی خارج از ذهن ما اتفاق می افتد.

حواس پنج گانه (بینایی، شنوایی ، بویایی ، چشایی و حس لامسه)

ما آن رویداد را با حواس پنج گانه احساس می کنیم

یادمان باشد که باید در همین مراحل اولیه مراقب خطای ادراکی باشیم چون می توانند اطلاعات را دستکاری شده بفرستند.

به شکل زیر نمونه ای از خطاهای دریافتی ما از رویدادهاست.

چنین خطایی ممکن است در مورد دیگر حس ها هم اتفاق بیفتد.

فیلتر های ذهنی :

بعد، اون احساس وارد فیلتر ذهنی ما میشه

مثل اینکه وقتی یه تلق سبز رنگ جلوی چشماتون بگیرید فقط به طول موج های سبز رنگ اجازه عبور میده و به بقیه طول موج ها اجازه نمیده رد شن.

کار فیلتر ذهنی ،

یک مساله ای رو مبالغه می کنه ، کوچیکش کنه

اصلا به یه چیزایی اجازه ورود نده  یا کلا تغییرش بده.

ما چند نوع فیلتر ذهنی داریم

فیلتر اثر هاله ای:

اثر هاله ای میگه صفات انسان ها به دیگر صفاتشون تعمیم داده میشه.

مثلا اگر ببینید یکی خوشگله شاید بگید مهربون هم هست ، راست گو هم هست ، باهوش هم هست. (یعنی اگه یه سری ویژگی خوب ببینیم بقیه ویژگی ها رو هم ندید میگیم خوبه!)

یا اگر یه کارتن خواب ببینیم کنار خیابون میگیم این آدم حالش بده ، احتمالا اخلاقش بده، صداش گرفته احتمالا آدم ترسناکیه، …شاید بگیم معتاد هم هست.

فیلتر دانش فعلی شما :

مثلا دانشی که به شما گفته شده اگر می خواهی موفق بشی باید درس بخونی. بنابراین شما فقط درس می خونید و در کنارش هیچ مهارتی رو یاد نمی گیرید.

یا دانشی که برای تعریف موفقیت به ما دادند که داشتن خونه و ماشین و … موفقیته. ولی موفقیت اینا نیست اینا مسیره.

بنابراین فیلتر ذهنی میتونه برای ما خطرناک هم باشه و ما رو گمراه کنه.

دنیای مطلوب

پس از اینکه رویدادی را با حواس پنج گانه احساس کردیم و در فیلتر ذهنی ما ارزش گزاری شد با دنیای مطلوب ما مقایسه می شود. یعنی برامون ارزش گزاری میشه که اون مساله برامون مهمه یا نه.

مثلا اگه من یک خیاط باشم در یک مهمانی قطعا لباس آدم ها بیشتر از آرایششون یا هر چیز دیگه ای توجه منو به خودش جلب میکنه.

بنابراین علت اینکه ما گاهی متوجه خیلی از اتفاقات دور و برمون نمیشیم شاید اینه که اطلاعات مهمی برامون نیستند مثلا یه خواننده به رنگ و شکل کاشی ها و نمای یک ساختمون شاید توجه نکنه چون به شغلش ربطی نداره و براش مهم نیست.

رفتار یا احساس :

بعد از اینکه اون رویداد رو با حواس پنج گانه احساس کردیم

و از فیلتر ذهنی رد شد و ارزش گذاری شد

و با خواسته های ما یعنی همون دنیای مطلوب ما مقایسه شد

بعد یک رفتار یا احساس درون ما شکل میگیره.

 

در واقع همه مسائل و مشکلات ما مربوط به ادراک هست.

همه رویداد هایی را که می بینیم قبل از هر چیز ابتدا با فکر و اعتقادات و تجربیات  زندگی مان فیلتر میشود و بعد رفتار یا احساس ما را نسبت به مسائل شکل می دهد.

چرا بازاریابی؟

همان طور که احتمالا حدس زده باشید اولین دلیل مربوط به مسایل مالی است.

بازاریابی یک علم است؛ علم پولسازی!

پس همانند سایر علوم از مراحل زیر پیروی می کند:

«آزمایشگری، اندازه گیری، تجزیه و تحلیل،

پالایش و در نهایت تکرار»

هیچ یک از ما نمی توانیم بگوییم که با پول، پول درآوردن، پول خرج کردن و… در ارتباط نیستیم؛ ما برای گذراندن زندگی خود به پول نیاز داریم. نه تنها در بیداری که در خواب هم پول خرج می کنیم! (البته بعضی هامون هم پول به دست می آوریم!!) یعنی می توانیم اینگونه برداشت کنیم که پول جزو لاینفک زندگی ما شده است.

پس اگر پاسخ شما به هریک از سوالات زیر مثبت است، بازاریابی دوای دردتان خواهد بود:

 حقوق و درآمدم برای خرج های زندگی کافی نیست؟

 همواره «هشتم گرو نهم» است؟

 دوست دارم زندگی آرام و بدون دغدغه مالی داشته باشم؟

 می خوام در فلان خونه زندگی کنم یا فلان ماشین رو داشته باشم؟

 دوست  داشتم اونقدر پولدار بودم که می تونستم به پدر و مادرم، برادر و خواهرم، اطرافیان و دوستانم و … کمک کنم و دستشون رو بگیرم؟

 و هر سوال دیگری از این دست …

دلیل دوم بهبود روابط فردی و ارتباطات اجتماعی است.

فرآیند بازاریابی:

تحقیقات بازار، تولید محصول، فروش،

بازنگری، پشتیبانی

 از همان ابتدایی ترین مرحله کار، بازاریابی، ما مجبور به برقراری ارتباط با سایر افراد شامل گروه مخاطبان محصول، خریداران، مشتریان، افراد راضی، افراد ناراضی و …  هستیم؛
 از طرف دیگر برای معرفی و پرزنت محصول خود نیازمند برقراری ارتباط موثر با دیگران می باشیم. پس به مرور زمان با یادگیری، تمرین و مداومت هر روز بهتر از دیروز می توانیم با دیگران رابطه برقرار کنیم.

 علاوه بر موارد بالا، اگر شیوه نگرشمان در همه کار ها را بر اساس فرآیند بازاریابی قرار دهیم، قطعا موفقیت بیشتری در کار و زندگی کسب خواهیم کرد و راضی تر خواهیم بود.

ازدواج را به عنوان یک موضوع بسیار مهم و رایج در جامعه در نظر می گیریم.

• نگرش اکثر افراد جامعه:

I. از شخصی خوششان می آید

(یا خودشون می بیننش یا پدر و مادر معرفی می کنن)

II. برای مدتی با او همنشین می شوند

(نامزد هستن!)

III. با هم ازدواج می کنند

IV. دچار اختلاف نظر و تعارض می شوند

(دعوا های خانوادگی و …)

V. به احتمال زیاد از هم جدا می گردند

(طلاق، طلاق عاطفی، زندگی جدا از هم و ….)

• نگرش بازاریابی در ازدواج:

تحقیقات بازار: همسر آینده من باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ با توجه به سوال قبل، من چه ویژگی هایی باید داشته باشم؟

تولید محصول: ایجاد ویژگی ها مورد نیاز در خود

فروش: معرفی درست خود به گروهی از جامعه که حداقل ۶۰٪ از ویژگی های مورد نظر ما را دارند، انتخاب از میان آن ها و ازدواج

بازنگری: بررسی وضعیت خود در ازدواج، بازخورد گرفتن از همسر، پیداکردن عادات اشتباه یا قابل بهبود و …

پشتیبانی: برطرف کردن عادات اشتباه، بهبود بخشیدن عادات خوب، مذاکره با همسر برای برطرف کردن تعارضات و اختلاف ها و …