درباره ما

سلام، من مربی مهارت های ارتباط موثر، سخنرانی و فن بیان شما هستم.

(البته اگر بنده رو به عنوان مربی خودتون قبول داشته باشید!)

ابتدا باید از شما، بله شما، خواننده گرامی تشکر کنم که قسمتی از کوه نور خودتون رو (زمان) با مطالعه این مطلب در اختیار بنده می زارید.

همونطور که می گفتم، اسم من سید امیر حسین میرابوالقاسمی هست؛ اما شما می تونید منو آقای زندگی صدا کنید!

مدیر و موسس همین سایت یعنی سایت مهندسی زندگی.

خب بزارید ببینیم اصلا داستان توجه ما به سخنرانی و فن بیان از کجا شروع شد.

سیدامیرحسین میرابوالقاسمی - سخنرانی و فن بیان - دانشگاه تهران
برای بزرگنمایی کلیک کنید.

اولین سخنرانی من

خب بزارید ببینیم اصلا داستان توجه ما به سخنرانی و فن بیان از کجا شروع شد.

اولین باری که در یک جمع چند نفره قرار کرفتم و صحبت کردم، یاىم نمی یاد!

برای اینکه فقط ۲ سال داشتم و تازه زبون باز کرده بودم.

می گید کجا بود؟

وسط مراسم قرآن و دعا خانم جلسه ای ها!!

که البته مادر بزرگم مسؤل برگزاریش بود.

کل صحبت و اظهار فضل بنده هم به یک کلمه ” الله ” خلاصه می شد!

اما بزارید بریم سراغ اولین جایی که به یاد میارم:

از اونجایی که من ىر یک خانواده مذهبی رشد و برورش یافته ام، از همان دوران طفولیت با قرآن آشنا شدم.

 چون بنده از یک ته صدای گوش خراش هم بهره بردم، در مقام قاری قرآن به فعالیتم ادامه دادم.

(البته از روی فروتنی اینو گفتم وگر نه صدام از خیلیا بهتره!!!)

تازه به کلاس اول  ابتدایی رفته بودم؛

یک روز به اسرار مادرم  برای قرائت قرآن سر صف داوطلب شدم.

روزبعد موقعی که اسم من رو از بلندگو اعلام کردن افتادم تو برزخ!

از طرفی احساس غرور  می کردم واز طرف دیگه قلبم داشت میومد تو دهنم،

لبام یک دفعه خشک شد، پا هام شروع به لرزیدن کرد، مدام آب دهانم رو قورت می دادم

و از جمعیتی که جلوم می دیدم داشتم به خودم می پیچیدیم؛

آخه کم نبود جلوی ۳۰۰ نفر آدم قرآن خوندن!

من ی مخترعم!

چالش بعدی من حرف زدن  و اظهار نظر در جلسه مخترعان بود!

جلسه ای که در پژوهش سرای معلم کرج برگزار می شد و بنده با ۱۴ سال سن کوچکترین عضو جلسه بودم!!

(بقیه حداقل  ۳ سال از من بزرگتر بودن!)

سال ها گذشت و من به یک جوان رعنا تبدیل شدم!

در تمام این سال ها به قرآن خوندن در مراسمات و مسابقات مخنلف،

ارایه مقاله در سمینار های دانش آموزی  و کلاس های دانشجویی،

شرکت درکنفرانس ها، سمینار ها، کلاس ها و رویداد های آموزشی بسیار مشغول بودم که

به طور اتفاقی با مسابقه سخنرانی تریبون آشنا شدم.

جدی جدی مربی سخنرانی و فن بیان شدم!

از اونجایی که اون موقع مسابقه در دانشگاه خودمون (صنعتی امیر کبیر، پلی تکنیک تهران) برگزار می شد

با تمام قدرت در مسابقه شرکت کردم؛ چراکه

  1. روحیه بسیار چالش طلبی دارم
  2. بعد از این همه سال تجربه خودم را سخنران قابلی میدونستم

اما چشمتون روز بد نبینه

اونجا بود که فهمیدم از سخنرانی و فن بیان فقط در جلو جمع صحبت کردن رو، اون هم تازه با کلی استرس بلدم!!!

از اون تاریخ به بعد تبدیل شدن به یک سخنران قابل و موفق به چالش و هدف بعدی زندگی من تبدیل شد.

سخنران شدن کافی نیست!

در مسیر رسیدن به این هدف متوجه شدم که باید مهارت های ارتباطی موثر خودم رو هم افزایش داده و بهبود ببخشم؛

چون خوشبختی یافتنی نیست بلکه ساختنی است و ساختن اون هم فقط با بهتر و موثرتر رابطه برقرار کردن امکان پذیره.

مهارت ارتباط موثر هم یعنی درست ارتباط برقرار کردن و ارتباط درستی برقرار کردن

با خود، همسر، فرزند، پدر، مادر، برادر،‌خواهر، همکار، همخانه، هم کلاسی، همسایه، حتی سوپور محله و

در یک کلمه دیگران

باید اعتراف کنم که برخلاف بسیاری از حیطه ها، در این حوزه، یعنی مهارت های ارتباطی، سخنرانی و فن بیان، هیچ پایانی وجود ندارد؛

به همین دلیل من هم همانند شما شاگرد این مکتب ویا بهتر بگم، کارآموز این علم هستم وتنها چند پله از شما جلوترم؛

پس بنده برای شما حکم یک مربی رو دارم نه معلم، استاد و

کلام آخر

در کلام آخر،باز هم باید از شما خواننده گرامی تشکر کنم که برای آموزش دیدن خود ارزش قائل هستید

 این باعث افتخار، خرسندی و خوشحالی من هست که می توانم دانشی هر چند اندک را به آموخته های شما اضافه کنم.

موفق، پیروز و همراه ما باشید!

ارتباط با شما

شما می تونید از طریق فرم زیر با ما دراتباط باشید.

این صفحه به مرور زمان تکمیل تر می شه؛

پس پیشنهاد می کتم که هر چندوقت یک بار به این  صفحه سر بزنید تا بیشتر با ما آشنا بشید.

و خب، صد البته راه های بیشتری رو هم برای ارتباط بهتر و موثر تر با شما ارائه می کنیم.